نوشته‌ها

اقرار به عجز دربرابر نیکوتین

اقرار به عجز در برابر نیکوتین

اقرار به عجز و ناتوانی در برابر مصرف نیکوتین شاید در نگاه اول کمی عقلانی به نظر نرسد، ولی واقعیت این است که احساسی در ما وجود دارد که به ما می گوید ما با تمام گوشت و پوست و استخوانمان در دام یک ماده مخدر بسیار قوی اسیر شده ایم.

برای اولین بار متوجه می شویم که نمی توانیم مصرفمان را کنترل کنیم. اگر کمی واقعگرا باشیم به قدرت نیکوتین و ناتوانی خودمان می توانیم اعتراف کنیم. اقرار به این که نیکوتین زندگی ما را تحت کنترل خود قرار داده شاید کمی مشکل به نظر آید. اقرار به هر کاری آنقدر سخت نبود، اما بی ارادگی و ناتوانی ما در مقابل نیکوتین ما را دچار بهت و سختی کرد. به هر علتی سیگار می کشیدیم و خود را عاشق نیکوتین می دانستیم. گمان میکردیم که گوش و چشم ما را باز می کند. احساس بزرگی و خوبی به ما می داد. استرس ما را کم میکرد به ما اعتماد به نفس می داد و تمرکزمان را افزایش می بخشید. فکر میکردیم که آرام بخش ما است. ولی در انتها نیکوتین به هر دلیلی مانع کارکردنمان شد. ترس از بیماری، احساس بیزاری از خود، احساس گناه، فشار خانواده، زندگی به عنوان یک مصرف کننده غیر قابل تحمل شد.

حال لحظه ای است که باید از خود بپرسیم که چه باید بکنیم؟

معمولا در این جور مواقع بدون انگیزه و نا امیدانه اقدام به اصلاح طرز مصرفمان میکنیم. یعنی سعی میکنیم در محل کار، در داخل خانه، جلوی فرزندمان و یا اماکن عمومی سیگار نکشیم. فکر میکنیم که اگر مارک سیگار خود را عوض کنیم میتوانیم بر مقدار مصرفمان کنترل پیدا کنیم. گاهی اوقات از چوب سیگار های فیلتردار برای کم کردن ضرر و زیان آن استفاده کردیم، سیگارمان را نیمه خاموش کردیم، کوتاه کردیم، سیگار برگ کشیدیم، پیپ را جایگزین کردیم، سعی کردیم خودمان را محدود بکنیم که در زمانهای خاص فقط سیگار بکشیم اما هیچ کدام فایده ای نداشت.

ناچار شدیم دست به دامان مشاوران، کارشناسان، پزشکان، متخصصان هیپنوتیزم و یا طب سوزنی و یا از این نوع اقدامات بزنیم. گاهی اوقات موفق به ترک سیگار می شدیم اما نمیتوانستیم در ترک سیگار باقی بمانیم. عمیقا ناامید و  عصبانی شدیم  و از بی ارادگی خودمان بدمان آمد. از این که میدیدیم تحت اراده یک کاغذ کوچک کاه دار شده بودیم و او هر کاری که می خواست با ما می کرد ناراحت بودیم.

با تمام این اتفاقات ما واقعا پذیرفتیم که در برابر اعتیاد به نیکوتین خود عاجز هستیم و او می تواند با در اختیار گرفتن احساسات ما، ما را تحت کنترل خود در آورد.

ما نمیتوانستیم در برابر وسوسه مصرفمان طاقت بیاوریم و با کشیدن سیگار در حال تخریب جسم خودمان، سرکوب احساساتمان و بیگانه شدن با خانواده و دوستان و رفقا به اعتیاد خود ادامه می دادیم.

ما پذیرفتیم که در برابر کنترل نیکوتین قدرت و اراده نداریم. متوجه شدیم که کشیدن سیگار و سایر نیکوتین ها چیزی بیشتر از یک عادت بد است.

جنبه های مخرب نیکوتین و اعتیاد به مشکل بزرگی تبدیل می شود که صدمات آن هم به جسم ما و هم به روح و روان ما آسیب های جدی می رساند. ما اوقات زیادی را صرف مصرف نیکوتین کردیم. ما جایی که نمی شد در آن سیگار کشید نمیرفتیم، موقعیت های شغلی زیادی از دست دادیم و هیچ موقع سیگار خود را مقصر ندانستیم. بدون آنکه جوانب خطرناک نیکوتین را بدانیم اعتیادمان را انکار و پنهان کردیم.

با درک این موضوع که ما در برابر نیکوتین فاقد اراده و توان تصمیم گیری هستیم و عجز را پذیرفتیم، راهی برای ما پدیدار می شود که ما را به بیداری ذهن و روشن بینی هدایت میکند و ما می توانیم راهی درست و آگاهانه را برای رهایی خود بیابیم.

download-3