گام چهارم در بهبودی از مصرف سیگار چیست

گام چهارم در بهبودی از مصرف سیگار چیست

گام چهارم در بهبودی از مصرف سیگار چیست

در گام چهارم ما یاد خواهیم گرفت که چگونه یک لیست اخلاقی جسورانه و شجاعانه را از گذشته خود تهیه کنیم.

گام چهارم نگاهی عمیق به آرشیو گذشته و نوشتن آن چیزی است که از خود مشاهده می کنیم. هدف اصلی این گام مهم در بهبودی این است که گذشته خود را بازبینی کنیم  تا بتوانیم خود را بیشتر بشناسیم.

 در این شناخت ما رنجش هایی را که باعث آشفتگی زندگیمان شده است را در خواهیم یافت.

نوشتن لیست شخصی باعث می شود که ما قابلیت های خود را بیشتر و بهتر بشناسیم. در این گام متوجه می شویم که ما از خود واقعی یمان همیشه فراری بوده ایم و سعی می کردیم که این شخصیت حقیقی خود را فراموش کنیم.

در حقیقت تهیه این لیست که به آن ترازنامه گفته می شود به معنای رسیدن به چیزی و یا کشف چیزی است و در میان دیگر تعریف های اخلاقی چیزی  به نام تمایز دادن بین درست و غلط را بیان می کند.

ما با نگاهی به گذشته خود اقدام به کشف رفتارها و کردارهایی که باعث ایجاد بیماری و هدایت آن در ما شده است می شویم و متوجه می شویم که مشکل در کجا بوده است تا ما به این مرحله رسیده ایم.

یکی از خصوصیات این تراز نامه این است که باید بدون هیچ گونه ترسی آن را برای خود تهیه کنیم و معمولا قرار گرفتن در آستانه این قدم ترس هایی را در وجود افراد ایجاد می کند.

اینک ما باید به رفتارهای منفی و اشتباه خود اقرار کنیم در حالی که همیشه خود را یک انسان مثبت و قابل ارائه در جامعه معرفی کرده ایم. و اگر قرار باشد ما عمیقا و موشکافانه به گذشته خود که یک انسان مقصر، بازنده، افسرده و بد را نمایان می کند نگاه بی اندازیم در ما ایجاد وحشت می کند.

ما می دانیم که با رفتار بیمار گونه گذشته خود را نابود کرده ایم و پدر خود را در آورده ایم .

حال باید بدانیم که این نگاه جسورانه به گذشته امان برای کمک کردن به آینده ای بهتر امری ضروری است و هر چقدر که این کار را عمیق تر و شجاعانه تر انجام دهیم شناختی دقیق تر و زیبا تر از خود خواهیم داشت.

ما در این گام یاد می گیریم که دستاویز های گذشته خود را بشناسیم و آن ها را از درون خود بیرون بی اندازیم.

ما در این گام یاد می گیریم که چگونه در گذشته خود اسیر بوده ایم  تا بتوانیم از این اسارت رها شویم.

یاد میگیریم که از ابزارهای به درد نخور گذشته دیگر استفاده نکنیم و از گذشته رها شویم و در حال زندگی کنیم.

باید به یاد داشته باشیم که در نوشتن گذشته نباید خود را قضاوت کنیم و تمام نکات ریز و درشت را باید به یاد آوریم و آنها را یادداشت کنیم.

در حقیقت ما در این گام می خواهیم بدانیم که چگونه در گذشته خود اسیر بوده ایم تا بتوانیم از این اسارت رها شویم. ما می خواهیم از گذشته رها شویم و فقط برای امروز زندگی کنیم.

در این گام بدترین حالت احساسی ما، قضاوت کردن است. ما باید بدانیم که در گذشته احساس بدی را تجربه کرده ایم و قرار نیست که با نوشتن این تجربه های بد دوباره آنها را امتحان کنیم. ما قرار است که با یادداشت گذشته خود به تجزیه و تحلیل آنها بپردازیم تا متوجه شویم که چرا به این وابستگی ها دچار شده ایم.

در این گام خداوند به ما کمک می کند که با شجاعت وارد دورانی شویم که هیچ کس نمی تواند ما را به آن دوران برگرداند.

ما می خواهیم با ترس هایمان روبرو شویم  و بدانیم که چرا سال ها از خودمان گریزان بوده ایم.

ما طریقه برخورد با خودمان و اطرافیانمان را به طریق خصمانه انجام می دادیم و به این روش زندگی، وابسته شده بودیم و راهی برای ارتباط انسانی بر مبنای عشق و محبت را نداشتیم و یا فراموش کرده بودیم.

ما در این گام این امکان را می یابیم که خود را به طور شفاف ببینیم و بدون قضاوت این گام را بر می داریم.

اگر این قدم را به درستی انجام دهیم آن چیزی که نصیبمان می شود شگفت انگیز خواهد بود.

ما در این گام به انرژی مثبت فراوان می رسیم و با کشف واقعی خود یاد می گیریم که چگونه خود را دوست داشته باشیم و به دیگران احترام بگذاریم.

با آرزوی بهبودی برای شما

دوستدار شما: داریوش قاضی مرادی

 

مطالب مرتبط: 

 گام اول در بهبودی از مصرف سیگار چیست

 گام دوم در بهبودی از مصرف سیگار چیست

 گام سوم در بهبودی از مصرف سیگار چیست

گام سوم در بهبودی از مصرف سیگار چیست

گام سوم در بهبودی از مصرف سیگار چیست

گام سوم در بهبودی از مصرف سیگار چیست

در گام سوم ما تصمیم می گیریم که اراده و زندگی خود را به خداوند به گونه ای که او را درک کرده ایم واگذار کنیم.

ما در گام اول ناتوانی و عجز خود را اقرار نمودیم و در گام دوم به این باور رسیدیم که نیرویی برتر می تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند و حال در گام سوم آماده می شویم تا زندگی خود را به آن نیروی برتر درک کرده بسپاریم.

وابستگی به سیگار برای بقای خود، کار خود را ادامه می دهد. اجبار به مصرف هنوز مالک و کنترل کننده ما است. هنوز درک این موضوع که ما اسیر بیماری خود هستیم برایمان سخت است.

مصرف سیگار و نیکوتین به ما هشدار می داد که اگر مرا که بهترین دوست تو هستم کنار بگذاری و از دست بدهی چگونه می توانی با مشکلات بقیه زندگی ات بدون من روبرو شوی؟

در گام سوم به ما پیشنهاد می شود تصمیمی بگیریم و دیگر به هیچ وجه آن را عوض نکنیم ، چون قبلا از این کارها زیاد کرده ایم.

ما همیشه پیش از این، قبل از انجام گرفتن تصمیم از آن منصرف شده بودیم و همه کارهایمان نیمه کاره و ناتمام باقی مانده بود. چون ما همیشه به دنبال گرفتن نتیجه عالی از انجام هر کاری بودیم و نتیجه شکست برای ما غیر قابل باور بود.

ما در حقیقت نمی دانستیم که توانایی گرفتن تصمیم را به درستی نداریم زیرا کسانی که می توانند تصمیم گیری درستی را انجام دهند از قید و بند وابستگی آزاد و رها هستند. ولی ما اسیر وابستگی خود هستیم و این اسارت و بندگی خود ساخته، تصمیم گیری را برای ما سخت می کند.

اکنون احساس می کنیم که این تصمیم گیری با آنچه که ما فکر می کردیم مغایرت دارد.

بسیاری از ما بارها و بارها سعی کرده بودیم که با اراده شخصی خود از دام مصرف سیگار بیرون بیاییم. از دوران کودکی به ما آموخته بودند که برای انجام کارهای خود فقط به خود و اراده شخصی خود متکی باش و سعی کن که فقط روی پاهای خود بایستی و از کسی کمک نخواهی.

به ما گفته بودن که کمک گرفتن از کسی باعث سر شکستگی می شود. فکر می کردیم که اگر بخواهیم کارها به درستی انجام شود باید خودمان به تنهایی آن را انجام دهیم.

همه ما در ادامه راه متوجه این موضوع می شویم که اعتماد و اتکا به قدرت اراده شخصی در مقابل اعتیاد به نیکوتین و مصرف سیگار فایده ای ندارد، زیرا ما را از مصرف کردن آن بر حذر نداشته است.

کمک گرفتن از دیگران را جزو بدترین کارها می دانستیم و دوست نداشتیم که کس دیگری به ما بگوید که چه کار باید بکنیم. مشکل اصلی ما در حقیقت اتکای بیش از حد به قدرت فردی خودمان بود.

ما با گذراندن گامهای اول و دوم متوجه می شویم که آنچه را ما با غرور کاذب به عنوان اتکا به خود و یا همان خود محوری انجام دادیم در واقع کبر و عصیان و تمرد و انکار بوده است. ما فهمیدیم که با فروتنی و تواضع می توان با چهره ای مهربان و قدرتمند از دیگران کمک خواست.

ما برای تصمیم گیری از دیگران کمک می خواهیم و آنها به ما می گویند که این تصمیم گیری به آرامی و به مرور اتفاق می افتد.

در گام سوم صبر کلید موفقیت است.

تسلیم شدن در این گام یک اصل مهم است. ما فقط در این راه حق داریم که سهم انجام کارهای خود را انجام دهیم و نتیجه آن را به خداوند واگذار می کنیم. ما باید همیشه مثل یک کشاورز دیم کار باشیم که فقط تخم گندم را می کارد و نتیجه و حاصل را به خداوند واگذار می کند.

ما در این گام حامی و پشتیبان خود را پیدا می کنیم و احساس جدیدی از آرامش، عاطفه، آزادی روح و روان پیدا می کنیم.

ما برای مراقبت از خود نیاز داریم که تحت حمایت یک نیروی برتر باشیم و احساس امنیت در این گام بسیار بالا خواهد رفت.

امروز می دانیم که دیگر تنها نیستیم و قدرتی فراتر از قدرت های موجود ما را دوست خواهد داشت و ما به مرور یاد می گیریم که از سر راهش کنار برویم و بگذاریم که او کار خود را بکند، زیرا او کار خود را بلد است و ما در این مسیر با سپردن زندگی خود به او ترس از دیروز، امروز و فردا را از دست می دهیم و با آرامش بیشتری به زنگی خود ادامه خواهیم داد.

ما در گام سوم از طریق اعتماد به نیروی برتر درمی یابیم که او به صورت معجزه آسایی و به سادگی از ما مراقبت می کند و با احساس این مهم اعتمادی تازه و ایمانی فزاینده به ما عطا می گردد و پیروزی های ما بر مشکلات زندگی و مسیر بهبودی ما را برای ادامه راه تشویق می کند و ما را برای دیگران سرمشق قرار می دهد.

به امید بهروزی و بهبودی شما

دوستدار شما: داریوش قاضی مرادی

مطالب مرتبط: 

 گام اول در بهبودی از مصرف سیگار چیست

 گام دوم در بهبودی از مصرف سیگار چیست

گام دوم در بهبودی از مصرف سیگار چیست

 گام دوم در بهبودی از مصرف سیگار چیست

گام دوم در بهبودی از مصرف سیگار چیست

در گام دوم ما به این باور میرسیم که یک قدرت ما فوق می تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند.

در گام اول ما به این باور رسیدیم که در برابر نیکوتین و قدرت او از اراده کافی برخوردار نیستیم و اقرار به ناتوانی و عجز خود نمودیم. برای خیلی از ما این اعتراف و اقرار بسیار سخت و دشوار بود.

ما به این باور رسیدیم که دیگر نمی توانیم وابستگی خود به سیگار را کنترل کنیم. نه با کمک دیگران و نه با قدرت اراده و یا علوم پزشکی، هیچ کدام در وضعیت ما تاثیر نداشت و برای ما مؤثر نبود و در نهایت با دلی شکست خورده و احساس بی لیاقتی خود را فردی بی عرضه فرض کردیم. در این هنگام از خودمان پرسیدیم که چرا وقتی دیگران می توانند سیگار را ترک کنند، من نمی توانم؟

ما در گام دوم بهبودی می توانیم پاسخ سؤالات خود را پیدا کنیم. بعد از اینکه ما اقرار به ناتوانی خود در برابر نیکوتین کردیم دریچه ای روشن از منبعی پر قدرت و نیرومند در ما پیدا می شود.

در این حالت در می یابیم که مشکل ما کمبود یک قدرت معنوی در زندگیمان بوده است. متوجه می شویم که می توانیم یک قدرت و یک نیروی برتر را جایگزین مناسبی برای عدم موفقیت هایمان کنیم.

افرادی که ارتباط روحانی مثبت و خوبی با نیروی برتر خود دارند و از عشق و محبت خداوند آگاه هستند، خداوند را به عنوان جایگزین و منبع امید خود انتخاب می کنند.

برای افرادی که رفتار و کرداری غیر اعتقادی در مورد مذهب پیدا کرده اند باور کردن یک قدرت برتر شاید کاری دشوار به نظر برسد. اما در نهایت ناگزیر هستیم یک انرژی مثبت را به عنوان نیروی برتر مان قبول کنیم.

بعضی از افراد نمی توانند بدون درک از وجودش به او اعتماد کنند. به باور رسیدن در این مورد فرایندی است که با منطق و استدلال نمی توان به آن رسید، چون ما در مقابل آن ابزاری به نام انکار را همراه خود داریم.

ما با عقاید و نظر های شخصیمان سعی به عقب انداختن بهبودی خود داریم. گام دوم یک مسیر تسلیم شدن محض است و در حقیقت یافتن یک نقطه اوج ایمان و خود را آماده می کنیم تا یک نیروی مافوق ما را در مسیر بهبودی حمایت و پشتیبانی کند.

ما در این گام این نکته را که یک قدرت مافوق می تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند را مورد مطالعه و قضاوت قرار می دهیم.

ما همیشه خود را بعنوان یک فرد عاقل و آگاه می دانستیم. اما در گام دوم به این نکته می رسیم که کدام عقل سالم روزی ۲۰-۳۰-۴۰ بار و یا بیشتر در شبانه روز به کشیدن سیگار می پردازد و در می یابیم که هیچ عقل سالمی برای جسم و روح خود سمی مهلک و خطرناک را تجویز نمی کند.

اگر نگاهی به خود و عملکرد خود نسبت به مصرف سیگار بیاندازیم در می یابیم که چگونه با مصرف سیگار خود خطراتی را ایجاد کرده ایم، در نیمه شب خانه را برای تهیه سیگار ترک کردیم، گدایی کردن سیگار از این و آن، مصرف ته سیگار ها از خیابان ها یا سطل های زباله و یا خرید کردن بهترین مارک های سیگار در نهایت  با گذاشتن لوله بای پاس در گردن و یا بیماری هایی از قبیل خس خس، تنگی نفس، آمفیزم، آسم و یا موارد دیگر روبرو می شویم و با خودمان بسیار بد رفتار کردیم و عینا شاهد دیوانگی و جنون خود هستیم و ما این رفتار را بارها و بارها تکرار کرده ایم.

در نقطه ای با صداقت با خود اقرار می کنیم که کدام دیوانه ای چنین کاری را با خود می کند.

ما در این گام نمی خواهیم که خود را محکوم بکنیم، فقط می خواهیم این را دریابیم که ما نمی توانیم و نخواهیم توانست ولی کس دیگه ای هست که می تواند.

ما انسانها اگر برای برطرف کردن مشکلات خود به خودمان واگذار می شدیم بیچاره می شدیم. ما فقط بلدیم که به خود و یا دیگران صدمه بزنیم.

ما در این گام یاد می گیریم که از اراده شخصی خود دست بکشیم و خود را به یک قدرت ما فوق بسپاریم. وقتی به نقطه تسلیم می رسیم احساسی از امید در ما بوجود می آید. باید این را بدانید که ما به هیچ وجه تنها نیستیم و این باور در ما امیدی تازه، به زندگی عاری از نیکوتین ایجاد می کند.

آشنایی و اقرار به عجز خود در گام اول و نبود سلامت عقل در گام دوم و امید به داشتن یک نیروی برتر ما را آماده می کند تا وارد گام سوم بهبودی خود شویم.

به امید موفقیت و پیروزی شما

دوستدار شما: داریوش قاضی مرادی

مطالب مرتبط:

 گام اول در بهبودی از مصرف سیگار چیست