داستان آزادی جدید یک همنفس

داستان آزادی جدید ۱ هم نفس را در مورد او را جر �‌خواهم برایتان بنویسم

داستان راجر

راجب یکی از اعضای موسس نیکوتینیهای گمنام است این داستان شخصی راجع به در رابطه با بهبودی از نیکوتین و ترک سیگار و تاریخچه شروع فعالیت انجمن نیکوتینیهای گمنام می باشد �یر سیگاری هم نگاه می‌کردم دو عدد سیگار را در حال دود شدن در آن می دیدم هنگام رانندگی آتش سیگار بر روی لباس می‌افتاد وقتی سرما می خورند برای اینکه گلو دردم آرام شود تا بتوانم سیگار بکشم شربت سینه میخورم اگر مصرف کننده سیگار نبودید سوار ماشین تان نمی شدم و ترجیح می‌دادم با ماشین خودم بروم من به نیکوتین اعتیاد داشتم زندگی می‌کردم که مصرف کنم اما همیشه قبول آن را از خودم و دیگران این کار می‌کردم روزانه ۵۰ الی ۸۰ بار پاکت سیگارم را از جیبم بیرون می آوردم تا هربار سیگاری روشن کنم و با لذت آن را دود کنم هر صبح که از خواب بیدار میشدم خارش گلو و سنگینی را در ریه هایم احساس می کردم � مصرف اولین سیگار خارش و سنگینی تسکین پیدا می‌کرد برای کشیدن نفس عمیق مجبور بودم سرم را به عقب خم کنم وقتی مدتی بی سیگار میشدم با دریافت اولین سیگار پشت غلیظی خم کن وقتی مدتی بی سیگار می شدم با دریافت اولین سیگار پشت غلیظی به آن می زدم � نیکوتین را برای ریشه کن کردن احساس محرومیت جسمی به ریه‌های هم تزریق کنم اگر فقط یک نخ سیگار داشتم روشن کردن آن را به تاخیر می انداختند و یا بعد از روشن کردن آن را آرام آرام می کشیدند تا دیرتر تمام شود من عاشق سیگار بودم سیگار می کشیدند تا ناآرامی ترس و حتی شادمانی هایم را سرکوب کنم سیگار ماسکی برای شخصیت من شده بود � تصورات دیگری به من می‌داد خود را مانند یک ستاره سینما می‌دیدند که با سیگاری بر گوشه لب در حال صحبت کردن هستند و می‌خواستم شخصیت اول فیلم ای باشم که به طور هیجان انگیزی محکوم به مرگ میشود در حالتی که ایستاده ام و حلقه های دود سیگاری که در دست دارند و حاتم کرده است حلقه دار را به گردنم می اندازد با سیگار به موسیقی گوش میدادم موقع صحبت کردن کلمات همراه با حرکت دادن سیگاری که در حال کشیدن بودم بیان می‌کردند روابط جنسی بدون سیگار برایم لذت چندانی نداشت سیگار همه چیزم شده بود وقتی تلفن می‌زدم ماشینم را روشن می کردم چیزی می خوردم و یا چراغ سیگار نکشید در هواپیما خاموش می شد بلافاصله سیگارم را روشن می‌کردم دوستان من هنوز هم فراموش نکردند که من تا چه حد به سیگار وابسته بودم ا مرا به عنوان یک سیگاری حرفه‌ای می شناختند چگونه به نقطه ای رسیده بودم که اعتیاد نیکوتین این‌گونه وجود و شخصیتم را سوزانده و نابود کرده بود اعتیاد به نیکوتین از بدو تولد با من همراه بود چرا که به مادرم وقتی مرا در شکم داشت سیگار میکشید و من مطمئنم با این بیماری از شکم مادرم به دنیا آمدم البته آن زمان را به یاد نمی آورم اما زمان هایی که همراه با دو خواهر بزرگترم که در صندلی عقب ماشین نشسته اند و من مابین پدر و مادرم در صندلی جلو مسافرت های طولانی به داکوتای شمالی میرفتم را به یاد می آورم آن زمان هیچ شک هیچگونه آگاهی از دود دست دوم نداشت مادرم تا انتها شیشه های ماشین را بالا می کشید تا سرمای بیرون اذیتمان نکند در حالی که فضای داخل ماشین پر از دود سیگار مادرم بود پدرم در اوایل سی سالگی سیگار کشیدن را ترک کرده بود به جز یک بار مصرف مجدد که در دوران کودکی از او به یاد دارم دیگر هرگز ندیدم سیگار بکشد اما به هر حال مادرم مصرف‌کننده بود یادم می‌آید لباس های مادرم و موهایش و همه جای خانه ما بوی سیگار می‌داد در آن زمان او جوان بود و کسی هم در مورد سیگار کشیدن او اعتراضی نمیکرد من به گونه‌ای بزرگ شدم که سیگار کشیدن به نظرم یک امر طبیعی بود وقتی ۱۵ ساله بودم همسایه ای داشتیم که چهار پسر داشت و من با آنها دوست بودم یکی از آنها به نام رالف واده بود و او از پشت حفاظ توری حیاط خلوت بهمن سیگار می‌داد طرز سیگار کشیدن رالف به گونه ای بود که نشان می‌داد او از کشیدن سیگار لذت بسیاری می‌برد مصرف سیگار در ابتدا برایم ناخوشایند و تهوع آور بود اما به زودی همه چیز عادی شد و احساس لذت و وابستگی به سیگار در من ایجاد شد در شهر کوچک اوریون که آن زمان در آنجا زندگی می کردم در نزدیکی یک ایستگاه پمپ بنزین که تا ساعت ۹ شب کار می‌کرد یک دستگاه خودکار فروش سیگار وجود داشت وقتی پمپ بنزین تعطیل می‌شد و کارکنان محل را ترک می‌کردند با سکه که همراه داشتم به سمت دستگاه فروش سیگار می‌رفتند و سیگار مصرفی هم را از دستگاه خریداری می‌کردند از دوران دبیرستان سیگار میکشیدم همه من را به عنوان معتاد بی بند و باری می شناختند که همه چیز از الکل تا مواد مخدر مصرف میکند شخصیت من به گونه‌ای بود که وقتی چیزی برایم لذتبخش می شد می بایست آن را تا حد افراط مصرف می‌کردم تا ۷ سال پیش ۱۸ سال بود که کافئین مصرف نکرده بودند یک روز صبح برای مصاحبه شغلی رفته بودم تازه از مسافرت راه دور برگشته و خسته بودن متصدی پذیرش گفت که با ۲۰ چند دقیقه منتظر بماند و پیشنهاد یک فنجان قهوه داد در آن لحظه پیشنهاد و مناسب به نظرم رسید و آن را پذیرفتند که سبب عود مجدد عادت قهوه خوردن مشد قهوه را نوشیدم و و با وجود اینکه مضطرب بودم مصاحبه را به خوبی ای انجام دادم و توانستم در آن شغل قبول شوم کافئین قهوه به من کار داد یک سال بعد پس از یک روز کاری واقعا خسته کننده از جلسات و ملاقات های شغلی حدود ساعت ۵ بعد از ظهر برای یک معاینه عمومی نزد دکتر رفتن وقتی فشار خون مرا گرفت گفت فشار خون بالاست باید برایت دارو تجویز کنم با تعجب پاسخ دادم این غیر ممکنه فشار خون من همیشه پایینه من یک قدم من هرگز تاکنون مشکل فشارخون نداشتم دکتر واکنشی نشان نداد و گفت که ۳۰ روز دیگر برای معاینه مجدد نزد او بروم با این تصور که به زودی خواهم مرد به منزل رفتم ۳۰ روز بعد صبح زود بدون خوردن بانه نگرانی برای شنیدن خبری بد نزد دکتر رفتن پرستار فشار خون مرا گرفت و علت آمدن مرا پرسید جواب دادن برای فشار خون بالا پرستار با تعجب نگاهی به من انداخت و گفت اما فشار خون شما نرمال است � اتاق دکتر رفت و بعد از چند دکتر نزد من آمد و در حالی که متعجب به نظر می رسید پرسید آیا دفعه قبل که به اینجا آمدید کافئین مصرف کرده بودی فکر می کردم و گفتم بله ۳ فنجان قهوه و یک عدد کیک چطور دکتر فرشید امروز چی خوردید جواب دادم امروز توحید چیست دکتر گفت فکر کنم جواب مسئله را پیدا کردم من اعتیاد داشتم و معتاد گونه سیگار می کشیدم وقتی دوره دبیرستان را می‌گذراندم تا آنجا که می توانستم سیگار می کشیدم وقتی وارد دانشگاه شدم قطع مصرف کردم بعد از مدتی دوباره شروع مصرف کردم و خیلی زود مصرف روزی یک پاکت و سپس طولی نکشید که بیش از دو پاکت رسید و از اواخر ۱۹۶۰ با آن فیتامین هم معتاد شدم وقتی وقتی درس می‌خواندم و یا هر کار دیگری انجام می‌دادم باید مشروب با سیگار میکشیدم بکن های درون پاکت های سیگار مصرفی ام را جمع‌آوری می‌کردم و به مزاح به دوستانم می گفتم می‌خواهم این کافه ها را جمع کنم و با آنها یک ریه آهنی بخرم وقتی در اروپا بودم سیگار های اروپایی مصرف می‌کردند در ابتدا سیگارهای فیلتر دار و پس از مدتی سیگارهای بدون فیلتر مصرف می کردند وقتی با آمریکا بعد از برگشتن از یک نوع سیگار بدون فیلتر مشابه به آن که در اروپا مصرف می‌کردم استفاده می کردند و به طور مرتب نوع سیگار مصرفی ام را تغییر می دادند جرم و زردی نیکوتین به وضو بر روی دندان‌ها و انگشتانم مشهود بود به یاد دارم هر گونه استان مرا بومی کردن بوی تند و زننده نیکوتین به مشامم می رسید ۱۹۷۷ ۱۰ روحانی بهبودی را در یک برنامه ۱۲ قدم ها با آغاز کردم با شروع این سفر روحانی مصرف سیگار هم بیشتر شد و به روزی ۴ پارکت رسید اعضای برنامه به خاطر مشکلات زیادی که پیش رو داشتم به من دلداری می‌دادند که فعلا نگران مصرف سیگار من باشم من هم به شدت سیگار میکشیدم در طول جلسه یک پاکت سیگار می کشیدم وقتی برای خوردن ناهار یا شام به رستوران می رفتم تا آوردن سالاد سیگار می‌کشیدند و بعد از خوردن سالاد و با زبان آوردن غذا سریع آن دو نفر دیگر می‌کشیدند زندگی می‌کردم که فقط سیگار بکشم بعد از یکسال که در آن برنامه ۱۲ قدمی بودن روزی در حال سرویس دادن به تازه واردی بودم که سیگار نمی‌کشید داشتم به زندگی بهتری پیدا کردم که به سرفه شدید افتادم تازه وارد با توجه به من خیره شده بود و بوی دیوانه ای را می دید که در حال کشتن خودش است یک لحظه به وضوح خودم را دیدم و فهمیدم دیوانه هستم که در حال خودکشی ام و از بهبودی فرسنگها فاصله دارم از سن نوجوانی سرفه می کردند و بارها و بارها هشدارهای پزشکان را شنیده بودند با این وجود نمی توانستم قطع مصرف کنم در ابتدای هر سال تصمیم قاطع می گرفتم که قطع مصرف کنم اما هر سال ناموفق می‌ماندم بازی با همسر اول منزل یک مشاوره ازدواج رفتیم هنگام مشاوره در لحظه حساس مشاور سوال مهمی از من سید مکثی کردم و خواستم سیگاری را از پاکت سیگار را بیرون بیاورم مشاور دستش را روی بازوی هم گذاشت و گفت میتونی تا وقتی صحبت هام تموم نشده صبر کنید جواب دادم بله حتما خشمم را پنهان کردم به سیگار احتیاج داشتم بهانه آوردم که به دستشویی برود در دستشویی مجاور اتاق مشاوره که دقیقه ای یک دلار درآمد داشت چند نخ سیگار کشیدن یک بار دیگر به وضوح دریافتم که واقعا نیکوتین عواطف و احساسات مرا بیمار کرده است �نیده بودم که سیگار کشیدن فقط یک عادت زشت کوچک است که هر کسی می‌تواند با اراده شخصی خود در آن پیروز شود اما اگر این فقط یک عادت کوچک است پس چرا هر دقیقه به دقیقه ذهنم را به خود مشغول می کرد به مرور دریافتم که این عادت کوچک نیست بلکه یک اعتیاد عظیم است روزی یکی از دوستانم که در یک مکان با هم کار می‌کردیم صدایم زد به این دوستم خیلی علاقه داشتم زیرا او هم مانند خودم سیگار می‌کشید و دیگر مجبور نبودم که اوج افراد سیگار کشیدن را از او پنهان کند و او نیز مثل من به شدت معتاد بود پس از اینکه مدتی با یکدیگر صحبت کردیم که مطالبی از برنامه‌ای در رابطه با قطع مصرف سیگار در اختیار دارد و آیا مایلم که با او به یکی از این مراکز بروند با موافقت کردم اما نمیدانم چرا هر دو به آنجا رفتیم در جلسه اول مسئول مرکز ترک سیگار توضیحاتی در مورد برنامه قطع مصرف سیگار داد و من دونه سمع قانع شدم و ثبت نام کرده و پس از ۶ هفته شرکت در جلسات این مرکز و سعی و تلاش های پیگیر قطع مصرف کردند و موفق شدند و ارزش دویدن را بر او پس از ترک شروع کردم و به آن

 

ادامه داستان را در مقاله بعد برایتان مینویسم

بهترین روش ترک سیگار1

ترس از ترک سیگار

ترس از ترک سیگار یکی از مسائل بسیار مهمی است که در مسیر ترک سیگار همیشه مطرح می شود یادگیری مهارت ترس از زندگی بدون سیگار یکی از مهمترین کارهایی هست که یک فرد سیگاری باید

ترس از ترک سیگار

انجام دهد �چون دیگر چالش ها و مبارزه ها این ترس از شکست و تغییر است دلهره می‌آورد شاعران فیلسوفان هنرمندان و سخنوران بیشماری ویژگی ناتوان سازی ترس را به رخ کشیده اند یکی از دانشمندان توصیف بسیار درستی از ترس دارد به این میگویند ترس همچون اتاق تاریک است که در آن انرژی منفی گسترش می یابد به عبارت دیگر تمام احساس ها عادت ها و تجربه های منفی با ترس تغذیه می شود پس برای پیروزی در هر تلاشی از جمله ترک سیگار باید بر آن چیره شوید بهترین شیوه رویارویی با ترس از ترک سیگار هدف گرفتن قلب آن چیزی است که شما را میترساند آیا می ترسید پس از ترک افسرده شوید آیا از تغییر عادت ها برنامه ها و روابط اجتماعی تان می ترسید یا شاید بیشترین عاملی که شما را میترساند نگرانی از شکست باشد اگر اینطور است پس شما هم در زمره ۱۷ و نیم درصد از زنان و ده و نیم درصد از مردان �گاری هستید که برپایی بررسی‌های اخیر علی رغم که راهی که بهتر دارند به دلیل ترس از شکست به این کار دست نمی زنند با این که این نگرانی واقعی است نباید مانع از رسیدن شما به آنچه میخواهید بشود روبرو شدن با ترس موجب آشکار شدن ماهیت آن میشود و به شما قدرت میدهد که برای دگرگون سازی این شیوه زندگی به کاهش در درون خود بپردازید به این ترتیب خواهید فهمید که ۹۰ درصد این ترس ها در نتیجه مبالغ شکل می گیرند �ای نمونه از ترک سیگار می ترسید چون نگران هستید که بدون نیکوتین عقلتان را از دست بدهید در حالی که واقعیت این است که به احتمال زیاد به شخص آرام تر و بی تشویش تر تبدیل می‌شوید بدانید تأثیر منفی این گونه مبالغه ها در روح و روان بسیار بیشتر از آن است که تصورش را می کنید اصل پنجاه و هفتم ترسهایتان را مورد بازبینی قرار دهید ترسی که به حال خود رها شود مانند گلوله برفی است که در شیب بیفتد بزرگ و بزرگتر می شود و به نیروی رو باور ترس آور و غیرقابل کنترل تبدیل خواهد شد بنابراین بازبینی ترسناک راهی برای مبارزه با آن هاست برای ارزیابی ترسهایتان در زمینه ترک سیگار باید ببینید آیا در واقعیت ریشه دارند یا نه برای نمونه یکی از ترس های رایج که ۴۰ درصد زنان سیگاری آن را تایید میکنند ترس از بالا رفتن و وزن پس از ترک سیگار است این ترس به راحتی و با انجام ۳۰ دقیقه ورزش روزانه قابل براندازی است پرهیز از طرفی به دلیل ترس از بالا رفتن وزن مانند پرهیز از سفر به دلیل ترس از سقوط هواپیما است حال آنکه با بازبینی و ارزیابی ترسهایتان و رجا که بخواهید می رسید به عبارت مثبت به خود یادآوری کنید که توانایی ترک سیگار را دارید داشتن تجریش به این قامت یک امری طبیعی است اما مناظرات ذهنی منفی مانند این کار از من ساخته نیست یا دیگر برای ترک کردن خیلی دیر است توانایی شما را برای پیروزی در این راه دچار ضعف می‌کنند اگر به راستی قصد ترک سیگار را دارید باید از ذهن خود را آموزش دهید که به اراده تان ایمان بیاورید لوئیز ال هی توصیه می‌کند برای رویارویی با اینگونه تشویش ها از این عبارت تاکیدی استفاده کنید من به خودم عشق می ورزم خودم را باور به زندگی ایمان دارم تکرار این عبارت‌ها با عباراتی از این دست اعتماد به نفس را بالا می‌برد و این پیام را به ذهن سرازیر می کند

ترک سیگار نیز مانند دیگر پروژه‌های بزرگ اگر به بخش های کوچکتر تقسیم شود آسان تر می شود یکی از شیوه های تغییر ترس از ترک سیگار به بخش های کوچکتر این است که آن را به شکل یک شیء مادی که قابل تراشیدن و خرد کردن از ترسیم کنیم برای این شبیه‌سازی موارد زیادی وجود دارد برای نمونه ترس از رفتن به سر کار را بدون اینکه سیگاری به دست داشته باشید به صورت یک گلوله ای گلی مجسم کنید اما در حالی که آن را در دست خود بازی می دهید بگویید من مسئول ترسم هستم من به آن شکل می‌دهم و من بزرگتر از آن هستم همچنان که شکل و اندازه این گلوله را درست ت خود تغییر می دهید و این عبارت ها را چه کار می کنید از نظر روحی و جسمی بر ترس آن چیره می شوید و این سقف را به پول تبدیل میکنیم از شیوه های آرام سازی استفاده کنید تا برای ترک آماده شوید ضرب المثل آلمانی می‌گوید ترس گرگ را از آنچه هست بزرگتر می کند در واقع ترس می‌تواند یک بچه گربه را به یک شیر پرنده کوهستانی تبدیل کنند همین طور که برای ترک آماده می‌شوید ترس خود را به استفاده از شیوه های آرام سازی ذهن و جسم رام کنید اگر هر روز فقط ۲۰ دقیقه به این تمرین بپردازید به گفته دکتر بنسون از موسسه دارویی ذهن و جسم بنسون ایمان می آورد که میرود آرامش حالتی از بودن است پژوهش های بی نشان می‌دهد که با تنفس عمیق و تمرین تعمق از ثبات می‌رسید و می‌تواند ترس خود را به گونه‌ای واقع‌بینانه بررسی کنید با داشتن آرامش می توانید از شرایط تنش های بدون سیگار سربلند بیرون بیاییم نگرانی برای بعضی ها رو عادت است این افراد همواره ذهن خود را دیگر مسائل گوناگون می کند و انرژی بی حد و حصر را برای اندیشیدن درباره بازدارنده ها و افکار منفی به هدر می‌دهیم افکار باز دارند مانند پس از این همه سال سیگار کشیدن مگر میشود ترک کرد یا اگر ترک کنند به کارم لطمه می‌خورد فقط توضیحاتی است که فرد سیگاری برای پرهیز از ترک به آنها پناه می‌برد هرگاه ذکری در حال توجیه اعتیاد تان هستید به خود بگویید کافی است و این عبارت را در ذهنتان چنان فریاد بزنید که تمام این افکار بازدارنده را از هم به پا شد به این ترتیب جا برای اندیشه های مثبتی مانند بسیار هیجان دارند که ببینند پس از ترک چگونه میشود یا الگوی دیگران میشود تا آنان نیز ترک کنند باز می شود به دانه تمام کسانی که ترک نموده اند با همین ترس ها دست و پنجه نرم کردن ترک سیگار به ماه ها و حتی سالها وقت و نیز تلاش و پشتکار نیاز دارد و و طبیعی است که دگرگون سازی شیوه زندگی تشویش داشته باشد اما آگاهی از حقیقتی تک تک کسانی که رس های مشابه ترس شما داشته اند موجب می‌شود تا قدر راحت شوید تنها تفاوت در این است که آنها برای تشویش چیده شده‌اند و شما هنوز نه دکتر مارتین می‌گوید ترس عادی از انسان حفاظت می‌کند و طرز غیر عادی باعث فلج او می شود ترس عادی به انسان انگیزه پیشرفت و رسیدن به سعادت مندی می‌دهد و ترس غیرعادی همواره به رامسر می کنند و درونش را به هم می‌ریزد ما نباید از شهر این ترس خلاص شویم بلکه باید مهارت کنید و بر آن مسلط شویم

راه کارها موثر ترک سیگار

راهکارهای موثر ترک سیگار اصل چهل و ششم

قوانین ترک سیگار

قوانین ترک سیگار

در این باره بیاندیشیم سیگار مانع رسیدن اکسیژن به مغز می‌شود اغلب سیگاری ها نمی دانند که این ماده به مغز آسیب می رساند شاید به محض اینکه از این حقیقت آگاه شوند پاکت سیگار خود را در سطل زباله بیاندازند سیگار مرکز فرماندهی بدن را ویران میکند �هر پکی که به سیگار بزنید مراکزی که کربن وارد خون میشود و میزان اکسیژنی که به وسیله گلبولهای قرمز به مغز می‌رسد پایین می آید به این ترتیب در اثر نارسایی اکسیژن به مغز شخص دچار کرختی بی حوصله گی گیجی و دشواری در فکر کردن می شود بنابراین کسانی که عمریست سیگار می کشند باید منتظر از دست دادن حافظه و قدرت تمرکز خود باشند اصل چهل و هفتم � پزشک خود یک وقت ملاقات بگیرید با توجه به شمار زیاد بیماریها ناشی از کشیدن سیگار تعجبی ندارد که افراد سیگاری زمان بیشتری را صرف دکتر رفتن کنند تا غیر سیگاری‌ها طبق بررسی های نشریه بین المللی اپیدو مولوی هزینه که مردان سیگاری ژاپن درمان سرفه درمان و بستری شدن می کنند ۳۳ درصد بیشتر از افراد عادی است بر اساس گزارش های مرکز کنترل بیماری آمریکا سالانه ۷۵ میلیارد دلار از بودجه مملکت صرف درمان بیماریهای افراد سیگاری میشود یعنی برای هر بزرگسال ۳۵۰۰ دلار علت این امر آن است که اغلب سیگاری ها دچار مشکلات تنفسی مزمن هستند � سادگی از عوارض این بیماری ها و عمل های جراحی خلاصه نمی‌شود و سیستم ایمنی بدنشان ضعیف است اصل چهل و هشتم دهانتان را سپر بلا بودن برکنار کنید در جنگ میان سیگار و سلامتی دهان در خط مقدم قرار دارد اد سیگاری نه تنها در معرض سرطان زبان و دهان قرار دارند بلکه احتمال دچار شدن آن‌ها بیماری‌های ۶ برابر بیشتر از غیر سیگاری ها است بازیگر کشیدن لحظه به مرور زمان ملتهب میشود و سرانجام تحلیل می رود به این ترتیب ریشه دندان ها از بین میرود آن ها یکی یکی می افتند اصل چهل و نهم اگر حس چشایی خود را از دست خواهید داد ای تعجب نکنید �ظر بسیاری از سیگار یا سیگار بعد از غذا به اندازه دسر لذت بخش است در واقع برخی از این افراد سیگار را به یک کاسه بستنی یا تکه ای که ترجیح میدهند و متاسفانه این نوع پرهیزی در دراز مدت موجب از بین رفتن حس چشایی می‌شود همچنین پژوهش ها نشان داده که سیگار توانایی بویایی و چشایی را مختل می‌کند برای نمونه آکادمی اوتلار نیکون دی ثابت کرده مواد شیمیایی زیانبار موجود در دود سیگار تشخیص موها و مژه ها را ضعیف میکند همچنین بر اساس دستاورد بررسی های سال ۲۰۰۷ که در نشریه پژوهش کلینیکی و آزمایشگاهی چاپ شد �ان سیگاری مزه شیرین را به سختی است می‌کنند زندگی شیرین است آیا نمی خواهی تنها آن را بچشید اصل پنجاهم با سیگار کشیدن به خود زخم میزنید �ی از دردناک‌ترین عوارض سیگار زخم است لایه داخلی معده پوسیده از نکاتی است که آن را آسیب اسید های گوارشی حفظ می کند اما دود سیگار با بالابردن میزان و شدت این اسیدها موجب از بین رفتن این مخاط و پیدایش زخم هایی در دیواره دستگاه گوارش می شود � بی نهایت دردناک هستند و به مرور بدتر می‌شوند به قول متخصص مشهور معده و روده دکتر سارا کسی که دارای اینگونه زخمها است و باز هم سیگار می کشد انگار بر خانه که در آتش میسوزد بنزین می ریزد بدتر از آن اینکه مدتها طول میکشد تا این زخم ها بهبود یابند زیرا سیستم ایمنی شخص سیگاری ضعیف است و اسیدهای گوارشی ناگزیر همواره بر روی این زخم ها می ریزند بنابراین بپوشید از پیدایش این جراحت ها پیشگیری کنید زیرا بهای گزافی دارند اصل پنجاه و یکم �انید که میان سیگار و مرگ ناگهانی نوزادان رابطه‌ای وجود دارد سیگار کشیدن در دوران بارداری آسیب های جبران ناپذیری به سلامت مادر و فرزند می زند پژوهشگران به رابطه مرگ ناگهانی نوزاد با سیگار کشیدن ما در پی برده اند �دناصر دانشگاه مک‌مستر طی مطالعه که در سال ۲۰۰۸ انجام دادند دریافتند که در اثر ورود نیکوتین و رحم مادر در دوران بارداری سیگار می کشیده است تنفس نوزاد پس از تولد و به هنگام خواب از تنظیم خودکار خارج می شود و نوزاد می میرد این تنها یکی از چندهزار دلیلی است که به موجب آن ها سیگار کشیدن در دوران بارداری را منع می کنند اصل پنجاه و دوم بدانید که نیکوتین موجود در شیر مادر برای نوزاد سالم است اگر در دوران بارداری سیگار را کنار گذاشته اید و حالا فرزندانتان متولد شده است برای آن �‌زنید پیش از آنکه سیگاری روشن کنید این موضوع را در نظر بگیرید نیکوتین همچون کافئین وارد شیر مادر میشود و بعضی روزا که باید بین ۳ تا ۴ کیلوگرم باشد پایین می‌آورد برپایه گزارش یک سایت اینترنتی نوزادانی که از شیر مادر تغذیه می‌کنند که روزانه یک پاکت یا بیشتر سیگار می‌کشند دچار اسهال استفراغ تپش قلب و بی قراری می شوند پس بیایید رضایتی را که از سیگار کشیدن به دست می آورید و خطری را که با این کار متوجه کودکانتان بخوانید در دو کفه ترازو قرار دهید آیا ارزش دارد که سیگاری دیگر روشن کنید اصل پنجاه و سوم �ا خیال می‌کنید سیگار محرک است یا مفصل هایتان معرکه تر هستند سیگار کشیدن به بروز بیماری آرتریت روماتوئید در آن مفصل ها متورم و دردناک میشوند کمک می‌کند این بیماری به ویژه در سیگاری هایی که سابقه روماتیسم داشته اند با شدت بیشتری نمایان میشود پژوهشگران دانشکده دانشکده روماتولوژی آمریکا طی تحقیقاتی دریافتند که احتمال ابتلا به گونه شدید از آرتریت در سیگاری‌ها دو برابر میشود دانشمندان بر این باورم که علت این امر ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن در اثر اعتیاد است و تاکنون از گسترش این بیماری پیشگیری می‌کند این بررسی‌ها نشان داد احتمال ابتلا به این عارضه   در کسانی که سیگار را ترک میکنند به شدت پایین می آید در زنانی که ده سال پیش تر کرده بودند احتمال ابتلا به این بیماری به هیچ وجه افزایش نیافته بود اصل پنجاه و چهارم اگر می خواهید ۱۰ سال پیرتر نشان دهید به سیگار کشیدن تان ادامه دهید طعنه آمیز است که بسیاری از آمریکایی ها با وجود فرهنگ جوان پسندی که دارند همچنان به سیگار کشیدن ادامه می‌دهند سیگار با به بار آوردن نشانه های پیری زودرس مانند چهره پوست چین و چروک زردی دندان ها و انگشتان تیرگی و خفگی رنگ چهره و کاهش کلاژن که به پوست خاصیت ارتجاعی می‌دهد بدن را چپاول می کند � یک بررسی پژوهشگران به وسیله میکروسکوپ به وجود چین و چروک های امیر در اطراف چشمان سیگاری هایی که فقط بیست سال داشتند بین بردن این آثار ظاهری علی‌رغم شد تیکه دارند بعد از ترک سیگار از پیشروی باز می مانند در واقع اگر سیگار را کنار بگذارید و در عوض زمان بیشتری را صرف ورزش و رسیدگی به تغذیه تان کنید پوست و مو های دور از آسیب بیشتر در امان می‌مانند