چطور با قدرت اراده سیگار را ترک کنیم

چطور با قدرت اراده سیگار را ترک کنیم

قدرت اراده

در جامعه ما اینطور برداشت می شود که ترک سیگار واقعا مشکل است.
در حقیقت این طرز فکر غلط باعث شده است که افراد کمی به فکر ترک سیگار بیفتند و بسیاری از آنها که فکر می کنند این عمل اصلا نشدنی است و اجازه فکر کردن به خود را هم نمی دهند.

بیشتر آن هم بدلیل این است که اکثر سیگاری ها راههای غیر اصولی از جمله ترک ارادی و بدون برنامه و دانش کافی را تجربه می کنند و با شکست مواجه می شوند.و همین امر عزت نفس آنها را کاهش می دهد.

به هر حال از این روش که من آن را موفقترین روش ترک سیگار می دانم از قدرت تغییر باورها و ایجاد انگیزه استفاده می کنیم.

چیزی که مهم است این مساله است که مثل روشهای قبل باید سیگار نکشیم. هیچ کس نمیتواند شما را مجبور به کشیدن سیگار کند. سیگار مثل آب و غذا نیست که شما به آن احتیاج داشته باشید.

در روش ارادی فرد فکر میکند که خود را قربانی کرده است و انگار مجبور است چیزی را استفاده نکند که به آن احتیاج دارد. واقعا چرا شما فکر میکنید به سیگار احتیاج دارید؟

سیگاری ها هیچ موقع سعی نکردن که خود را به اجبار سیگاری کنند. در واقع دام سیگار اینگونه است که ما اول با کشیدن چند نخ سیگار چون از طعم و مزه آن خوشمان نمی آید و احساس بدی به ما دست می دهد فکر می کنیم که هر وقت که دلمان خواست دیگر از آن استفاده نمی کنیم.در واقع سیگار در اوایل برعکس همه مواد مخدر دیگر عمل می کند و باعث ایجاد ذهنیت غلط در افراد می شود.

تقریبا مدت زمان زیادی طول می کشد که فرد سیگاری متوجه شود که به سیگار وابسته شده است و خود را به آن باور برساند که در دام سیگار افتاده است. بنابراین بسیاری از سیگاری ها در سالهای اول مصرف خود اصلا به فکر ترک نمی افتند. آنهایی هم که این موضوع را درک می کنند و متوجه آن می شوند بدنبال راهی برای ترک می گردند.

اکثر آنها منتظر زمانی هستند که تنش و استرس زندگیشان کم شود تا اقدام به ترک کنند. در واقع اینکه ما صبر کنیم تا زمان پر تنش زندگیمان کم شود تصور غلطی است. چون معمولا آن لحظه هیچ موقع نمی آید.در واقع یکی از عوامل تنش زا خود سیگار است که فرد سیگاری متوجه آن نیست.با گفتن یک روز بالاخره سیگار را ترک میکنم خود را گول نزنید! این اتفاق واقعا نمی افتد مگر اینکه خودتان یک تصمیم جدی بگیرید.

قدرت اراده در ترک سیگار

در حقیقت یکی از عواملی که ترک ارادی سیگار را سخت می کند این است که در روش ارادی بخاطر ایجاد انگیزه آنی، سلامتی خود یا فرزند، نگرانی از پول و یا به خطر افتادن موقعیت اجتماعی و یا هر چیز دیگری باشد فرد اقدام به ترک احساساتی میزند و بدون داشتن هدف و برنامه و دیدی عالی نسبت به ترک خود باعث می شود که زجری خود ساخته را تحمل کند.

او احساس می کند که وقعا به چیزی نیاز دارد ولی به دلایلی نمی تواند آن را مصرف کند. و در حقیقت به درک و فهم آن نرسیده است که واقعا او به سیگار هیچ احتیاجی ندارد.

آنها فکر می کنند که سیگار همدم خوبی برایشان بوده و حال چیزی مانع مصرف آنها شده است. بخاطر همین وسوسه کشیدن سیگار بعد ازمدتی تمام آن موانع را کنار می زند و دوباره به فرد دستور می دهد که آن غول کوچک را تغذیه کند و سرانجام فرد در برابر این درخواستها شکست می خورد و به روزهای اول باز می گردد.

در ترک ارادی افراد ترک را با احساس بدبختی شروع می کنند و انگار می خواهند قله دماوند را فتح کنند.

افراد سیگاری که دست به ترک ارادی می زنند چند روزی را بدون سیگار طی می کنند،اما کم کم دلایل و انگیزه های ترک در آنها کاسته می شود و فقط احساس می کنند که یک نخ سیگار می خواهند ولی خود نمی دانند چرا؟

برخی با این درخواستهای درونی ذهن مقابله می کنند و چند روزی را شاید بیشتر تحمل بکنند، اما با دیدن اولین نفری که سیگار می کشد و یا داشتن یک روز پر تنش باز آن حس کشیدن سیگار در آنها بیدار می شود و آنها را آزار می دهد.

افرادی که به این طریق سیگار را ترک می کنند فکر می کنند که اگر مدت زیادی را سیگار نکشند دیگر فکر کشیدن سیگار از سرشان بیرون می رود.

البته باید بگویم که در این روش هم پس از گذشت زمان، مقدار این تنش ها کم می شود ولی از بین نمی رود و فرد هرگاه سیگاری را در جایی ببیند هوس کشیدن به سرش می زند.

خود من که چند بار این روش را امتحان کردم در آخرین بار بخاطر داشتن انگیزه بالا و بسیار قوی موفق به ترک به مدت ۴ ماه شدم. اما با گذشت ۴ ماه هنوز هم وسوسه کشیدن سیگار به سرم می آمد تا اینکه یک روز مغلوب آن شدم و دوباره مصرف را از سر گرفتم.

در این مدل ترک افراد همیشه منتظر آن هستند که این میل شدید به پایان برسد و از زندگی خود لذت ببرند. فکر می کنند که در تایم و زمان خاصی قرار است اتفاقی رخ بدهد.

نه اینگونه نیست شما از همان لحظه اول باید باورها و احساسات خود را عوض کنید و از همان لحظه اول احساس یک فرد غیر سیگاری را سلامت را داشته باشید.

شما وقتی که سیگارتان را ترک می کنید از همان لحظه اول وارد یک دنیای جدیدی می شوید،منتظر اتفاق خاصی نباشید، اتفاق در همان لحظه می افتد و شما دیگر آزاد و رها هستید.

البته شما بعد از ترک سیگار یک دوره تنش زا و وسوسه آور و کمی ناراحت کننده را به هر حال خواهید داشت که مدت آن تقریبا ۲۱ روز خواهد بود .ترک سیگار خوشبختانه درد فیزیکی شدید ندارد و این حس کاملا نامحسوس است. در روشی که من به شما پیش نهاد میکنم بعد از گذشت زمانی کوتاه باورهای غلط شما با باورهای زیبا جایگزین خواهد شد و شما از آن به بعد با دیدی متفاوت به مقوله سیگار می نگرید و متوجه خواهید شد که شما هیچ نیازی به سیگار ندارید.

سیگار خود را کم نکنید!

بسیاری از افرد می خواهند از روش کم کردن سیگار در جهت ترک کامل آن استفاده کنند. آنها با این کار می خواهند آن غول کوچک را در کنترل خود در بیاورند.حتی بسیاری از مشاورین ترک سیگار این روش را توصیه می کنند و گمان می کنند فردی که بتواند سیگار خود را کم کند میتواند در انتها سیگار خود را کنار بگذارد.
من به شما گوشزد می کنم که این اقدام بسیار خطرناک است و باعث می شود شما یک عمر در دام سیگار اسیر بمانید. معمولا کم کردن سیگار در افرد به خاطر این صورت می گیرد که شخص از ترک دائمی آن ناامید است و به خود میگوید که مثلا اگر من سیگارم را از ۲۰ نخ به ۱۰ نخ کاهش دهم من می توانم موفق شوم و این عادت را حفظ کنم.

• اگر این کار را بکنید اتفاق خطرناکی برای شما می افتد

۱- فردسیگاری بدترین حس دنیا را دارد چون هم سیگار می کشد و هم باید زمانی خود را حفظ کند که سیگار نکشد و این اتفاق در روز دائم در حال رخ دادن است.

۲- اکنون تمام ذهن فرد سیگاری برای روشن کردن سیگار بعدی در عذاب است.

۳- فرد سیگاری تا قبل از این هر موقع که اراده میکرد سیگار خود را روشن میکرد، حال او باید درد و رنج مظاعفی را برای رسیدن به تایم سیگار بعدی در عذاب باشد.

۴- از همه مهمتر در کشیدن عادی سیگار فرد سیگاری از بسیاری از سیگارهای خود لذت نمی برد مگر تعداد اندکی از آنها که در زمانهای خاص کشیده شود. و با این عمل کم کردن سیگار، سیگار بعدی برای فرد لذت بخش تر می شود.

بنابراین در ذهن فرد سیگاری ،سیگار کلا به عنوان یک چیز کاملا با ارزش و لذت بخش تبدیل می شود و دیگر ترک آن به صورت دائم اتفاق نمی افتد. البته این لذتها واقعی نیست بلکه خاتمه دادن به دریافت نکردن نیکوتین است.

اکثر انسانهای سیگاری بدون آنکه شب تا صبح سیگار بکشند براحتی این زمان را طی می کنند و حوس کشیدن سیگار به سراغشان نمی آید.

بعضی ها حتی بعد از صبحانه هم تا لحظه بیرون رفتن از خانه صبر میکنند. چگونه است که آنها این زمان را به راحتی می گذرانند ولی در طی روز اگر سیگار نکشن موهای سر خود را می کنند!

باز هم برمی گردیم به این موضوع که اینها بدلیل داشتن تصورات غلط و باورهای ذهنی نادرست است. مشکل اصلی سیگاریها نبود نیکوتین در بدن نیست، آنها تایم زیادی را بدون ورود این ماده به بدن خود طاقت می آورند.فقط ذهن بیمارشان است که به آنها دستور می دهد که کی سیگار بکشند و کی سیگار نکشند.
کم کردن سیگار به ترک آن هیچ کمکی نمی کند بلکه باعث القای نا امنی و درماندگی در فرد سیگاری نیز می شود.

هرگز مزه بد سیگار باعث ترک آن نمیشود.

به نظرتان چه وقت سیگار بدترین مزه را دارد؟

بله درست است، اولین سیگاری که شما در هر صبح می کشید، همان سیگاری که شما باید در سرمای زمستان و گرمای تابستان بکشید و باعث سرگیجه شما و بریده بریده حرف زدن و سرفه های دائمی شما است.
حال بگویید به نظر شما کدام سیگار در روز برای شما از همه دلچسب تر است؟

بله همان سیگار اول صبح!

پس به یاد داشته باشید که و هوشیار باشید که سیگار را به خاطر طعم و بوی بد آن ترک نکنید. اگر این کار را بکنید به سرعت باز به کشیدن آن روی می آورید.
بعضی افراد فکر میکنند که برخی از سیگارهایی که در طی روز مصرف می کنند با بقیه سیگارها فرق دارند و لذت بیشتری را به آنها می دهد.
مثلا سیگار بعد از خوردن غذا. حال این سئوال پیش می آید که اگر سیگار بعد از غذا لذت بخش است و ما بقیه آن نه، چرا پس بازهم در طی روز سیگار می کشند؟

این به خاطر آن است که شما به سیگار عادت کرده اید و شما در حقیقت پس از کشیدن سیگار لذت مضاعفی را نمی برید بلکه همه انسانها بعد از خوردن غذا احساس خوبی دارند اما فرد سیگاری تا غذای آن غول کوچک را ندهد از این احساس خوب بی نصیب است.
یادآور می شویم که کاهش مصرف سیگار فایده ای ندارد و این عمل بدترین نوع شکنجه است. سیگار کشیدن یک عمل زنجیره وار است و در تمام طول عمر شما ادامه می یابد.مگر هم اکنون به سیگار کشیدن خود خاتمه دهید.

آیا ترک سیگار مشکل است؟

آیا ترک سیگار مشکل است؟

آیا ترک سیگار مشکل است؟

قبل از این که این دوره ترک سیگار را که آخرین دوره ترک می باشد را امتحان کنم و به رمز و راز ترک آسان پی ببرم گمان میکردم که ترک سیگار بسیار سخت است و حتی ناممکن. دفعه آخری که سیگار را ترک کردم حدود چهار ماه سیگار مصرف نمی کردم. ولی در طی این دوره یک روز بسیار حالم خوب بود ولی ناگهان یک روز بسیار احساس افسردگی و پریشانی کردم درست مثل انسانی که در باتلاقی گیر کرده است و هر چه تلاش می کند بیشتر فرو می رود.

در این حال اکثر افراد سیگاری را روشن می کنند و می بینند که چه مزه بدی دارد و از خود می پرسند چرا من باید این سیگار را می کشیدم؟

images-5
بر طبق آماری که در کشور امریکا گرفته شده است دو نفر از سه نفری که سیگار می کشند دوست دارند سیگار خود را ترک کنند، همه آنها دوست دارند به زمانی که سیگار نمی کشیدند باز گردند. همگی از این عمل خود در عذاب هستند و دوست ندارند که یکی از عزیزانشان در این دام بیفتد. آنها فکر می کنند که نیرویی شیطانی سلامت عقل را از آنها گرفته است و تمام کنترل زندگی آنها را در دست دارد. التبه به نظر من این احساس کاملا درست است. همه ما قصد ترک سیگار می کنیم ولی به خود می گوییم که از فردا یا از هفته بعد و می بینیم که بعد از مدتی این کار را انجام نمی دهیم و گمان می کنیم که ما انسان بی اراده ای هستیم.

chains4
به نظر شما چرا انقدر مردم به کشیدن سیگار روی می آورند. این یک راز عجیبی است که امروزه برملأ شده است.

ما برای اولین بار به این خاطر سیگار می کشیم که می بینیم انسانهای زیادی در حال انجام این کار هستند. اما هر کدام از این افراد آرزوی این را می کنند که ای کاش هیچ موقع سیگار نکشیده بودند. اما ما نمی توانیم باور کنیم که آنها از سیگار لذت نمی برند.

images-4
در اوایل نوجوانی و جوانی فکر میکنیم که سیگار نشانه بزرگ شدن ما است و سعی می کنیم که خود را به آن عادت دهیم. سپس در آینده عمرمان می کوشیم تا از دام آن رهایی پیدا کنیم و به دیگران و فرزندانمان می گوییم که به دنبال سیگار نروند.
آیا بهتر نیست پولی را که صرف خرید سیگار میکنیم را دور بریزیم ولی در نهایت از سلامتی جسم و عقل برخوردار باشیم.
شما ریه های خود را پر از دود سرطان زا می کنید و این سم خطرناک را وارد بدن خود می کنید که باعث بسته شدن عروق بدن می شود و بر اثر کم شدن اکسیژن بدن شما هر روز ماهیچه ها منقبض تر می شود و روز  به روز کسل تر و بی احساس تر می شوید و زندگیتان به یک زندگی نکبت بار تبدیل می شود.
download-2
بوی بد دهان، دندانهای جرم گرفته لباسهای سوخته زیر سیگاری و استشمام بوی بد سیگار اینها واقعیت یک سیگاری است.
واقعأ کمی فکر کنید که ما چه کار بیهوده و مسخره ای را انجام می دهیم، هنگامی که سیگار می کشیم آرزو می کنیم ای کاش سیگاری نشده بودیم و هنگامی که نمی کشیم آرزوی کشیدنش را داریم.

بسیاری از افراد جامعه به سیگاری ها مثل یک انسان طرد شده رفتار می کنند و به او به دید حقارت می نگرند. این احساس حقارت را بسیاری از سیگاری ها حس کرده اند هنگامی که آنها خود را در جمعی که سیگار نمی کشد تنها می بینند و یا در بسیاری از موقعیتهای دیگر.

احساس شادی، لذت، آرامش خیال، تمرکز حواس، افزایش روحیه اینها همه توهماتی است که فرد سیگاری برای خود ایجاد کرده است تا بتواند سیگار خود را مصرف کند. برعکس در صورتی که افراد سیگار را ترک کنند احساسات واقعی را می توانند با تمام وجود حس کنند. ترک سیگار مانند دندان درد است و هنگامی که شما دندان خراب را بکشید از درد آن خلاص می شوید و احساس آرامش می کنید.

بسیاری از شما عزیزان می گویید که من تمام این موارد را می دانم اما ترک سیگار مشکل است. ما باید چه بکنیم؟
بعضی افراد به خاطر ترس از عوارض ترک سیگار، می گویند ترک سیگار مشکل را مشکل می دانند. اما شما دوست عزیز می دانید که عوارض و درد فیزیکی ترک سیگار آنقدر نامحسوس و نا چیز است که بسیاری از افراد اصلا آنرا حس نمی کنند.

بعضی ها میگویند سیگار کشیدن لذت بخش است اما من در طی بیست سال مصرفم هیچ لذتی را از مصرف سیگار حس نکردم و از نظر من سیگار بسیار تهوع آور هم هست.

افراد سیگاری هنگامی که سیگار در دسترسشان نباشد حاضرند هرچیزی را مثل برگ درخت یا یک تکه کهنه را بکشند ولی حاضر به دست کشیدن از سیگار نیستند آیا به نظر شما این لذت بردن است؟ یا بردگی کردن برای سیگار؟ شما اسیر و برده سیگار شده اید، بیخودی بهانه برای خود نیاورید مثلا سیگار خستگی من را رفع می کند، سیگار نه ­تنها این کار را نمی کند بلکه شما را خسته تر هم می کند.

بعضی افراد فکر می کنند سیگار کشیدن یک عادت است ولی من به شما یاد آور می شوم که شما بسیاری از کارهایی را که در روز انجام می دهید و برای شما عادت شده اند را براحتی می توانید تغییر دهید پس چرا سیگار را نمی توانید تغییر دهید. در اینجا نتیجه می گیریم که مصرف سیگار یک نوع اعتیاد است البته من اعتقاد دارم که اعتیاد به سیگار با تمام اعتیادهای مواد مخدر دیگر فرق میکند و فقط اعتیاد سیگار مانند خود سیگار است نه چیز دیگر بنابر این ترک و رهایی از آن نیز راه حلهای مخصوص خود را دارد.

به نظر من یکی از بزرگترین خیانتهایی که بشر به هم نوع خود کرده است تهیه و تولید سیگار است. سیگار بیش از هر جنگی که شما آن را نام ببرید تا به حال قربانی گرفته است و هم ­اکنون هم ادامه دارد و بسیاری از انسانها تا لحظه مرگ خود سیگار می کشند.

این واقعا یک دام شیطانی است. ترک سیگار بسیار آسان و لذت بخش است.هم ­اکنون برای رهایی از بند دام سیگار تصمیم قطعی بگیرید.

۱-اگر قرار باشد الان تصمیم به ترک سیگار بگیرید، آیا این کار را میکنید؟

۲-آیا از بهانه ­ها که برای سیگار کشیدن می­­ آورید خسته شده ­اید؟

Man and Mousetrap with Cigarettes (clipping path included)

تله ی شیطانی

سیگار زیرکانه ترین و خطرناک ترین دامی است که در دنیا برای بشر طراحی شده است. چه مواردی وجود دارد که شما برای اولین بار در دام نیکوتین می افتید؟ بسیاری از روانپزشکان دلیل اعتیاد به نیکوتین را یک ناهنجاری دوران بلوغ می دانند.به خاطر اینکه تقریبا ۹۰ درصد افراد سیگاری قبل از سن ۱۹ سالگی سیگار مصرف کرده اند.
هزاران فرد سیگاری هم­ اکنون هستند که به ما می گویند سیگار یک عادت نفرت انگیز است و شما را در نهایت نابود می کند.

images-3

از موارد تاسف بار سیگار این است که ما با تلاش و استمرار خودمان به این دام می افتیم و در حقیقت سیگار جزء تنها دام هایی هست که از طعمه برای به دام انداختن افراد استفاده نمی کند. معمولا پسرها برای نشان دادن بزرگ شدن خود دست به این کار می زنند و خانمها با کشیدن سیگار فکر می کنند متشخص تر شده اند و از اعتبار بیشتری برخوردارند.اینها همگی بر اثر تبلیغات شرکتهای تولید کننده سیگار است که بر ذهن های ناخوداگاه ما در زمانهای مختلف اثر گذاشته است و باعث میشود که ما اینگونه به سیگار فکر کنیم.این تبلیغات در فیلمها و برنامه های تلویزیونی و کارتونهای بچه ها به طور غیر مستقیم پخش می شود و این شرکتها هزینه های زیادی را برای اینگونه تبلیغات در سال پرداخت می کنند. البته این موضوع در حال حاضر از دست ما خارج است و شرکتها با قدرتهای زیادی که از نظر مالی و سیاسی دارند می توانند به راحتی این عمل را انجام دهند. کاری که ما می توانیم انحام دهیم این است که بسیار هوشمندانه خود را از این دام پهن شده توسط شرکتهای دخانیات نجات دهیم و در حال حاضر مهم فقط خود ما هستیم.

از موقعی که من سیگار را ترک کرده ام متوجه شده ام که رهایی از این دام بسیار آسان است و این در حقیقت یک معما بوده است که امروزه خوشبختانه حل شده است. من راه حلی دارم که آن را روش طلایی ترک سیگار نامیده ­ام و شما با عمل کردن به دستورالعمل های آن می توانید از این زندان مخوف فرار کنید و طعم خوش آزادی را بچشید.

دلایل کشیدن سیگار یا فشار عصبی است یا تفنن وتفریح. به هر دلیلی که سیگار بکشید حال این سئوال پیش می آید که چرا وقتی انسانها در آستانه سقوط هستند هم باز به کشیدن سیگار ادامه می دهند؟

در واقع هیچ سیگاری نمیداند چرا سیگار می کشد و جوابهای که می دهند فقط یک سری توجیه و بهانه برای ادامه مصرف هستند و این جوابها توهماتی است که در ذهن بیمار فرد نیکوتینی جای گرفته است.

photo_2016-10-06_00-53-06

۱- آیا دوست دارید شرکتهای تولید سیگار بر بخشی از زندگی شما کنترل داشته باشند؟

۲- آیا فکر میکنید که اگر سیگار فاقد نیکوتین بود باز هم سیگار می کشیدید؟

خلاصه کتاب کلید تغییر عادت

خلاصه کتاب کلید تغییر عادت

سه مورد حیرت انگیز در مورد تغییر عادت

 

در یک تحقیق به افرادی که در سینما برای دیدن یک فیلم آمده بودند ظرفهای ذرت بو داده به به صورت رایگان داده شد. ولی بعضی از این ظرفها کوچکتر و بعضی بزرگتر از دیگر ظرفها بود. در پایان فیلم از افراد خواسته شد که ظرفهای ذرت های بو داده را پس بدهند. بدلیل اینکه مقدار ذرتهای داخل ظرفها مشخص بود معلوم شد که افرادی که ظرفهای بزرگتر نسبت به بقیه افراد داشتن مقدار بیشتری ذرت خورده اند. نتیجه این تحقیق این شد که مردم وقتی ظرف بزرگتری گیرشان می آید بیشتر می خورند. در ادامه کارایی این تحقیق را برایتان می گویم.

این کتاب  که من در حال خلاصه نویسی آن هستم به شما کمک می کند اوضاع را تغییر دهید. برای آنکه کسی بخواهد تغییر کند باید کم کم و به صورت متفاوت عمل کند زیرا افراد در مقابل تغییر عادت، مقاومت نشان می دهند.

بعضی از تغییرات دشوار و بعضی دیگر آسان هستند. ما در زندگی تغییرات زیادی می کنیم مثل ازدواج، تغییر خانه، فن آوری های جدید ولی بعضی از آنها کمی سخت تر هستند مثل پر خوری و یا سیگار کشیدن، خجالتی بودن، زیاد خوابیدن. در این کتاب بیان می شود که برای تغییر عادات مثبت از الگوی مشترکی استفاده می شود. آنها به رهبر تغییر عادت نیاز دارند که سه کار را با هم بکنند.

یکی از سه مورد را در تحقیق بالا ذکر کردیم. یعنی اینکه برای تغییر عادت هر شخص باید موقعیت آن فرد را تغییر دهید.

و دومین مورد شما باید بر قلب و ذهن آنان تاثیر بگذارید. ولی مشکل اصلی این است که اغلب قلب و ذهن سرسختانه

مقاومت می کند. مغز ما تنها یک ذهنیت ندارد. مغز دارای دو سامانه مستقل است که به طور همزمان با هم کار می کند.

بخشی از مغز ما بخش احساسی است که درد و لذت را حس می کند و بخش دیگر بخش منطقی است که آن را

سامانه خود آگاه می نامند.

البته انسان همیشه از وجود این دو سامانه اطلاع داشته است. اقتصاد دانان این دو سامانه را برنامه ریز و انجام دهنده می نامند. در این کتاب نیمه احساسی ما را به فیل و نیمه منطقی ما را به فیل سوار تشبیه کرده است. فیل سوار بر پشت فیل سوار است و افسار او را بر دست دارد ولی به نظر می رسد کنترل او ناپایدار است زیرا او از جثه کوچکتری نسبت به فیل برخوردار است. هر موقع که فیل و فیل سوار سر مسیری با هم به توافق نرسند برنده فیل است و فیل سوار مغلوب می شود. ضعف فیل بزرگ مشخص است. او تنبل و بی حوصله است. اغلب به دنبال پاداشهای سریع به جای پاداشهای طولانی است. هنگامی که تلاشها برای تغییر شکست می خورد تقصیر فیل است. تغییرات اغلب به نتیجه نمی رسد چون فیل سوار به سادگی نمی تواند فیل را برای مدت طولانی در مسیر درست نگه دارد.

photo_2016-10-12_11-03-51

البته فیل همیشه آدم بده نیست. بعضی اوقات فیل سوار مقصر است. فیل سوار تمایل به تجزیه و تحلیل بیش از حد مسائل را دارد.

اگر شما می خواهید تغییر کنید یا کسی را تغییر دهید باید به هر دو یعنی هم فیل و فیل سوار اهمیت بدهید.

فیل سوار قدرت اراده را در کنترل خود دارد. قدرت اراده قدرتی است که مثل یک عضله عمل می کند و در هنگام

عمل کردن به یک موضوع از قدرت زیادی برخوردار است ولی با تکرار آن عمل خسته می شود و نمی تواند

کار را ادامه دهد.

تسلط بر خود یک امر تحلیل رفتنی است. زیرا رفتار تحت نظارت کار دشواری است و انرژی را تحلیل می دهد. ما اغلب کارهای روزمره را به صورت غیر ارادی انجام می دهیم و به خاطر همین است که توان انجام آنها را داریم اگر قرار باشد که همه آنها را تحت کنترل در بیاوریم انرژی زیادی از ما می گیرد و کاری نشدنی می شود.پس بنابراین تغییر دشوار است و اکثر مردم خود را خسته و ناتوان می دانند.

آنچه مقاومت گفته می شود اغلب فقدان روشنی و شفافیت موضوع است. در اینجا متوجه می شویم که فیل سوار هم قدرت و توانایی خود را دارد. اگر یک موضوع و هدف خواصی وجود نداشته باشد فیل به ناچار دور سر خود می چرخد در حقیقت می خواهیم به این نتیجه برسیم که برای اینکه فیل در مسیر درست قرار بگیرد باید یک هدف روشن که در این کتاب آن را جهت می گوید داشته باشیم. شما باید جهت را روشن کنید. یعنی باید برای کسی که می خواهید تغییرش بدهید باید روشن و واضح بگویید که چکار کند. کلمات مبهم و نامعلوم فیل را سر در گم می کند.

شما  برای اینکه فیل را به حرکت در آورید باید برای او یک انگیزه ایجاد کنید. شما باید بخش احساسی مردم را درگیر موضوع کنید.

پس نتیجه می گیریم که برای تغییر شما باید فیل سوار را راهنمایی کنید به فیل انگیزه حرکت بدهید و مسیر را شکل بدهید. اگر این سه کار را با هم انجام دهید تغییری بزرگ رخ خواهد داد!

فیل را راهنمایی کنید

شما باید برای راهنمایی فیل نقاط روشن را بیابید. بخش فیل سوار ما، دارای نقاط مثبت بسیار است. او یک متفکر برنامه ریز است. فیل سوار می اندیشد و تحلیل می کند. باید به فیل سوار هم آموزش بدهید که کجا برود، چگونه عمل کند و چه مقصدی را دنبال کند.

شما برای اینکه بتوانید فیل را راهنمایی کنید باید در او تغییرهای کوچک ایجاد کنید. تغییرهای کوچک موثر واقع می شود.برای ایجاد تغییرهای کوچک باید نقاط مثبت افراد تمرکز کنید و آنها را ببینید. معمولا مشکلات بزرگ راه حلهای کوچک دارند.

این به این دلیل است که معمولا انسانها به نقاط منفی دیگر افراد تمرکز می کنند و بنابراین پیشرفت آنها هم در زمینه تغییر منفی خواهد بود.

یادمان باشد که همیشه بد قوی تر از خوب خواهد بود.

برای اینکه بتوانید فیل را راهنمایی کنید باید حرکات مهم را بنویسید. شما اگر حرکات مهم را ننویسید با تعداد زیادی راه حل مواجه می شوید و در آن موقع شما نمی توانید خوب تصمیم بگیرید و به اصطلاح شما فلج فکری می شوید. هرچه گزینه های بیشتر به فیل سوار داده شود او گیج تر می شود.

ابهام هم برای فیل سوار گیج کننده است. از ایجاد شک و تردید در فیل سوار بپرهیزید چون در این حالت به ایجاد انجماد فکری فیل و فیل سوار و به حفظ وضعیت موجود می پردازد و هیچ تغییری را نمی پذیرد. اگر شما نگران احتمال دلیل تراشی در خانه یا محل کار هستید باید ابهامات را از بین ببرید. یک هدف سیاه و سفید همه چیز یا هیچ چیز است.

برای به حرکت در آوردن فیل باید بسیار روشن و واضح به مقصد اشاره کنید. باید به او بگویید که هدف چیست و به کجا می رود. اهداف کوچک و نزدیک دارای اهمیت بیشتری هستند. شما باید کارت پستالهایی که تصاویر آینده را برای افراد روشن می کند در ذهن آنها ترسیم کنید تا برای آنها الهام بخش باشد و احساسات آنها را تحت تاثیر قرار دهد.

پس در این قسمت نتیجه می گیریم که شما باید به جای هدفهای بزرگ و دراز مدت آنها را با حرکات مهم کوتاه مدت ترکیب کنید. شما باید به نوشتن رفتارهای خوب از کارت پستال مقصد حمایت کنید. احساسات فیل را تحت تاثیر قرار دهید و هدفها را به صورت سیاه و سفید مشخص کنید.

به فیل انگیزه حرکت بدهید

شما باید احساسات را در فیل پیدا کنید. تغییر رفتار مردم، با برانگیختن احساسات مردم رخ می دهد.

بعضی افراد برای تغییر از فرمول برسی کن، فکر کن و تغییر کن استفاده می کنند که این فرمول در بسیاری از موارد درست کار نمی کند و شما باید از فرمول ببین، حس کن، تغییر کن استفاده کنید.

احساسات مثبت چه فایده ای دارد؟

احساسات مثبت مثل یک معما هستند. احساساتی چون لذت، خرسندی، غرور، عشق و علاقه یک حالت کلی من راضی هستم را در فرد ایجاد می کند که آن را لبخند می نامند.

احساسات منفی حالت تنگ کننده در آدم دارند. ترس خشم، نفرت و انزجار از جمله احساسات منفی هستند.ب رای ایجاد یک تغییر ما باید ذهن باز خلاقیت و امید را تقویت کنیم.

برای اینکه بتوانید به فیل انگیزه بدهید شما باید مسیر را برای او کوتاه کنید. او باید حس کند بیش از آن چیزی که فکر می کند به خط پایان نزدیک هست. ایجاد حس پیشرفت اهمیت دارد زیرا فیل درون ما به آسانی گمراه می شود برای همین برای نخستین گامهای سفرش به اطمینان نیاز دارد.

برای فیل باید یک پاداش در نظر بگیرید تا انگیزه در آن ایجاد شود. فیل از انجام کار بدون پاداش متنفر است. یکی دیگر از کارهایی که برای ایجاد انگیزه در فیل این است که باید تغییرها را کوچک کرد. مثل این که در برنامه الکلی های گمنام می گویند یک روز بدون الکل. اهداف کوچک به پیروزیهای کوچک  منجر می شود و پیروزیهای کوچک اغلب می تواند چرخشی مثبت را در رفتارها ایجاد کند.

به مسیر شکل دهید

آنچه مشکل به نظر می رسد اغلب مشکل موقعیت است. جزء سوم قالب تغییر عادت یعنی مسیر از اهمیت زیادی برخوردار است.

شما برای تغییر مردم جهت روشنی را فراهم می کنید، انگیزه و اراده آنها را تقویت می کنید، همچنین می توانید سفر را آسان تر کنید.به آنها می گویید که به مسیر نزدیکتر شده اند.

به طور خلاصه آنکه شما به مسیر شکل می دهید.

اکثر اوقات تغییر در وضعیت محیط می تواند به تغییر عادت شما کمک کند. دستکاری اعمال و شیوه زندگیمان موثر واقع می شود و در انتها شما باید تغییرات را به صورت عادت در افراد در بیاورید یعنی به آنها در مداومت و تکرار عمل تغییر پیدا کرده کمک کنید تا در وجود آنها نهادینه شود.