داستان ما

داستان ما داستان ما هر روزمون آغاز می شد مضطرب نگران ه بی حال کسل و خمار و نیاز شدید و آنی و وسوسه مصرف نیکوتین چیزی که معمولا سبب می‌شد از رختخواب بیرون بیاییم میل به مصرف نیکوتین بود حتی گاهی اوقات قبل از خارج شدن از رختخواب مصرف می کردیم بعد از اولین مصرف تازه آماده می‌شدیم روز را آغاز کنیم متوسط سنی که این حرکت بی عقلانه را آغاز کردیم شانزده سالگی بود از آن موقع تا زمانی که قطع مصرف کردیم نیکوتین بر لحظه لحظه روزهای زندگی ما تاثیر گذاشت حتی وقتی به خواب می رفتیم مخدر نیکوتین از طریق جریان خون در بدن ما فعال بود و سبب تغییر شیوه تنفس ضربان قلب و آشفتگی خواب‌هایی که میدیدیم میشد و ما برای وسوسه صبح روز بعد آماده می‌شدیم نیکوتین با تمام احساسات ما مخلوط شده بود نیکوتین احساسات و قوه ادراک ما را مختل کرده بود ناآرامی ترس اضطراب و خشم ثمرات مصرف نیکوتین بود از سوی دیگر نیکوتین در خوشحالی سازگاری با جامعه و انجام فعالیت های روزانه با ما بود نیکوتین در رانندگی نوشیدن تماشای تلویزیون نوشتن صحبت ن غذا خوردن با ما بود در هر زمان و با هرکسی که بودیم و در هر وضعیتی این مخدر با ما و تضمین ما بود برای هر کاری به نیکوتین وابسته بودیم میگفتین یار همیشگی ما بود حتی طرح و رنگ بسته نیکوتین مصرف ایمان هرچه که بود اعم از سیگار توتون تنباکو و یا هر نوع دیگر به ما آرامش و امنیت می‌داد تبلیغات و آگهی های منع مصرف نیکوتین نتوانست بر ما اثر بگذارد مصرف نیکوتین را حق خود می دانستیم و تناسب ذائقه ی نوع نیکوتین مصرفی مان را تغییر می دادیم با دیدن و شنیدن تبلیغات زنگ می‌کردیم انواعی که به ما حس شهرت و دانایی و کامل بودن می‌داد را انتخاب مصرف کنیم نیکوتین دوست هم پیمان و یار همیشگی ما بوده در شروع روز قدرت نیکوتین ما را درگیر خود می کرد از ما پشتیبانی می‌کرد تا در طول روز فعالیت کنیم و شب هنگام با فکر و یاد آن به خواب می رفتیم نیکوتین در غم و شادی همدم ما شده بود نیکوتین برای ما همه چیز بود و همیشه بر آن تکیه داشتیم بنابراین چگونه می‌توانستیم نیکوتین را دوست نداشته باشیم هنوز یادآوری این گفته والدینمان که مصرف نیکوتین جلوی رشد مان را میگیرد دردآور است وقتی آثار مخرب مصرف نیکوتین درچ سماع آشکار شد دیگر جوابی برای این گفته آنان �فته های دانشمندان به تدریج دلایل غیر قابل انکاری را مطرح ساخت که نیکوتین یک ماده کشنده است و سبب حمله قلبی سرطان مشکلات ریوی و یا انبوهی از ترس و وحشت های دیگر میشود سازمان بهداشت آمریکا از چندین دهه پیش اعلامیه خطر مصرف نیکوتین را بر روی پاکت‌های سیگار و تابلوهای اعلانات و در آگهی‌های مجلات چاپ می‌رساند که حتی با چشم بسته هم میتوان آنها را خواند از این اعلام خطر ها آگاه بودیم و به روشنی در مغز من نقش بسته بود اما اعتیاد این کاربر روزها هفته‌ها ماه‌ها و سال‌های ما پیروز بود افتادن در دام نیکوتین نیاز به تمرین و یادگیری داشت به صرف افتادیم پارت خفگی ب ماده استاد حالت تهوع پیدا کردیم و حتی استفراغ کردیم اما به هر حال با پیگیری و پشتکار خود را در این دام گرفتار کردیم داشتیم مطرح و معروف به شوی من سرکش بودیم به هر شکلی که بود توانستیم یاد بگیریم چگونه در این دام بیافتیم فرقی نمی‌کند که اولین بار به تنهایی و یا با کس دیگری مصرف کرده باشیم در هر حال با اولین تجربه مصرف خیلی سریع در دام این مخدر گرفتار شدیم خیلی سریع تمامی احساساتمان تغییر کرد و به گوشه انزوا خزیدیم و از اجتماع دور شدیم از زمانی که متوجه شدیم نیکوتین می‌تواند خلأ ما را پر کند تا زمانی که این مخدر تقریباً در هر جا و برای هر چیز به کمک ما می آمد چیزی طول نکشید شروع کردیم را در هر شرایط شادی و غم خستگی و سرحالی راه رفتن و نشستن مصرف کنید و در حقیقت نمی‌دانستیم چه می خواهیم به زودی مصرف مان دائمی شد عده ای از ما می توانستند هر از گاهی ترک کنند و تا مدتی به ورزش روی می‌آوردند اما برای بسیاری دیگر غبار نیکوتین این افق را پوشانده بود آخر مصرف رفتارهای ناشایست خود را بیشتر باور کردیم و فهمیدیم که اشکال در کار است برای فرار از این واقعیت فقط ارتباط با کسانی که مصرف نکردن را انتخاب می‌کردیم اما نمی‌توانستیم خود را از شرم و ترس پنهان و در حال رشد مصرف مخدر که اختیار زندگی مان را در دست گرفته بود مخفی کنیم وقتی سعی کردیم نیکوتین را ترک کنیم و هر بار ناموفق ماند این ناامید شدیم از بروز باورمان بر اینکه تا آخر عمر خواهیم آن بیشتر می‌شد تاثیرات این مخدر باورها و تلاش‌های سازنده ما برای ترک کردن را در هم شکست هر چقدر در قطع مصرف نیکوتین بیشتر شکست می‌خوردیم عزت نفس خود را بیشتر از دست می‌دادیم مانند بودجه هر روز ما را بیشتر به کام خود فرو می‌برد با توجه به گذشت همان مصرف نیکوتین به هر شکلی فریبی بود که تمامی جنبه‌های زندگی ما را در برگرفته بود مصرف نیکوتین برای همه ما شاید با دروغ گفتن به والدینمان آغاز شد رویدادی کاملاً جدی و مهم در زندگی اکثر جوانان رخ می‌داد به تدریج این دروغ ها با دزدیدن سیگار از والدین در هم آمیخته شد و پس از آن برای پنهان کردن تعداد سیگار های مصرفی مان دروغ گفتیم این دروغ ها سبب شد امل گرداب فرو رویم برای مصرف توجیه و بهانه های بی شماری می‌آوردیم دوستان ما مصرف می‌کردند و ما هم می‌خواستیم از آنها کمتر نباشیم با خود می گفتیم اگر مصرف نکنیم آیا دوست دارم که نیکوتین مصرف می کنند مرا خواهند پذیرفت والدین ما سیگار می‌کشیدند بنابراین از کودکی می‌دانستیم که وقتی بزرگ شدیم باید مانند آنها سیگار بکشیم من از سن ۱۷ سالگی تلاش می‌کردم که چاق نشویم و مادرم همیشه میگفت بهتر است سیگاری باشید تا چاق باشید برای آنان که از ما در سنین پایین مصرف را شروع کردیم این باور وجود داشت که با سیگار کشیدن احساسات بزرگی می‌کردیم خصوصاً در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ و ۹۶۰ که سیگار کشیدن مورد قبول جامعه و یکم بود در آن زمان سیگار کشیدن قسمتی از یک زندگی خوب به حساب می‌آمد و همه ستارگان سینما سیگار می‌کشیدند توجه به آنها یک حقیقت را مخفی می کرد در واقع هیچ یک از ما آگاهی دقیقی از عاقبت کار ما نداشتیم تعلیم و تربیت ما به گونه‌ای بود که مصرف‌کننده نیکوتین شویم مردمی که با آنها معاشرت داشتیم هم سن و سال ها والدینمان نیکوتین مصرف می‌کردند و ما این کار آنها را از روی کنجکاوی تقلید کردیم و تجربه کردیم تجربه بیشتر و بیشتر ما را به کام خود فرو

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.