اعترافات یک سیگاری سابق

سیگاری سابق باید بداند  مصرف نیکوتین به هر شکل یک اعتیاد است

سیگاری سابق

نیکوتینی سابق

ما سیگاری سابق دریافته ام که اگر مصرف نیکوتین در ابتدا امتیاز کاذب برای ما نداشتن می‌توانست تا این حد به ما نزدیک شود ما از صدمات سرطان سکته آمفیزم و کسانی که از فروش سیگار نفت می‌برند به خوبی آگاهیم اری از ما زود عصبانی می شدیم و بی‌جهت خجالتی بودیم سیگار را برای ایجاد پرده از دود برای محافظت از خود مصرف میکردیم ما با فرو بردن به بیرون آوردن دود سیگار به هنگام مذاکرات شغلی یا مسائل قابل بحث ذهن خود را فلش کرده تا بتوانیم با آنها روبه‌رو شویم امروز بع عنوان  یک سیگاری سابق دریافتیم اوایل قطع مصرف نیکوتین باعث آزرده شدن احساسات ما می‌شد و رفتارهای تهاجمی ما را شدت میبخشد پس از ۴۰ سال روزانه دو تا سه پاکت مصرف نیکوتین و هشدار پزشکان از آسیب حنجره همین‌طور گرفتار شدن قریب‌الوقوع به سرطان ریه و آمفیزم و و پس از آن رنج بردن از یک سکته مغزی خفیف مجبور بودم با تمام این شرایط به مصرف سیگار و نیکوتین خودم ادامه دهم باید مصرف می‌کردم بعد من در مقابل پس زدن عاجز بودم و در اثر سرفه هایی که می کردند مجبور به انداختن آب دهان هم به بیرون بودم و می‌دانستم سیگار در حال کشتن من است من مطمئن بودم تا لحظه مرگ نیکوتین دست از سرم بر نخواهد داشت

می‌دانیم قطع مصرف سخت نیست همان گونه که یک دوست می گوید قطع مصرف آسان است من هزاران بار قطع مصرف کردم اما قسمت مشکل اینجاست که چگونه در قطع مصرف کنیم و یک زندگی توأم با شادمانی و آرامش داشته باشیم من اکنون اینجا هستم تا به شما بگویم آن عده از شما که هنوز در حال کشتن خود با نیکوتین هستید می توانید قطع مصرف نمایید و تبدیل به یک سیگاری سابق شوید و در ترک  باقی بمانید شما هم می توانید مانند دیگران همین حالا این کار را انجام دهید ما این کار را با نیروی اراده شخصی انجام ندادیم ما از جنگ با خود دست برداشتیم و تسلیم شدیم ما پذیرفتیم در برابر آن کاغذهای سفید پر شده از خوردن علف های هرز عاجزیم عده ای از ما خدا را باور داریم عده‌ای دیگر نیز نهفته در این جهان هستی را باور ندارند اما همگی بر این باوریم که فرآیند کمک یک سیگاری به سیگاری دیگر از منافع و بالایی برخوردار است این حرکت نه و کارساز در رویارویی با اعتیاد به نیکوتین است �وجوان ۱۶ ساله بودم که لکنت زبان داشتم همراه با دوست صمیمی ام که سیگار می کشید با دوست دخترهای من قرار ملاقات می گذاشتیم او یک سال از من بزرگتر و دنیا دیده تر بود او با کلاه لبه پهن شد مانند خبرنگاران هالیوود به نظر می‌رسید من هم دوست داشتم سیگاری از بوسه لب آویزان و کلاه مراکش بگذارم و مانند در تهیه کنندگان گزارش و بر روی ماشین تحریر خم شوم با کشیدن سیگار می‌خواستم خود را مانند هنرپیشگان معروف آن زمان ببینم آری وقتی برای اولین بار پاکت سیگارم را خریدم در حقیقت رویایی خود را زنده کردند مصرف اولین سیگار سبب شد به محض سبب سبب شد دومین سومین و همین طور ادامه پیدا کند با مصرف می‌توانستم بهتر صحبت کنم بخندم و حتی به تنهایی با دوست دخترهای هم قرار ملاقات بگذارم والدینم با مصرف نیکوتین مخالف بودند و من با کشیدن سیگار از آنان نافرمانی می‌کردم و مجبور بودم تا وقتی با آنها زندگی می‌کردم مخفیانه سیگار بکشم و پاکت سیگارم را پشت کتاب ها پنهان می‌کردم تمام دوستانی که انتخاب می کردند نیکوتینی و سیگاری بودند حتی اگر خلاف کار هم بودن برایم مهم نبود وقتی مدرک دانشگاهی هم را گرفتن و وارد حرفه روزنامه‌نگاری شدم مصرف سیگار و نیکوتین و واردت تمام جنبه‌های زندگی هم شده بود بدون مصرف نیکوتین نمی‌توانستم بنویسم بخورم بخوابم رابطه جنسی برقرار کنم و حتی با فرزندانم خوش بگذرونم از همه بدتر روابطم با مردم خوب نبود البته منظورم فقط مردم معروف جامعه نیست بلکه با هیچ کس حتی اعضای خانواده و دوستانم نیز نمی توانستم به راحتی صحبت کند عجب چگونه آن پرده دود ترس و خجالت مرا پنهان کرد هرگونه فعالیتی در زندگی هم وابسته مصرف نیکوتین شده بود تصور می کردم هیچ چیز غیر از مصرف نیکوتین نمی‌تواند عصبانیت تنش و تقویم را کاهش دهد و اجازه دهد از زندگی لذت ببرد از این قبیل دلایلی است که قطع مصرف نیکوتین برای میلیون‌ها تن از ما انقدر دشوار است ن دلیل است که برای بسیاری از مصرف کنندگان نیکوتین استار های موجود بر روی پاکت‌های سیگار پاکتهای توتون های میوه ای و توصیه های پزشکان جواب لازم را نمی دهد یکی از بهترین دوستانم و کلید پرخاشگر و تندخو که قبلا تفنگدار نیروی دریایی و ورزشکار نام او تصور می‌کرد برای برطرف کردن مشکلات زندگی مجبور است روزانه سه پاکت سیگار بکشد بنابراین سلامتی او به گونه‌ای به خطر افتاد که مجبور شد زودتر از موعد مقرر بازنشست شود  پس از آنکه بیماری آمفیزم توانایی راه رفتن را حتی در یک اتاق از گوگل هنوز به کشیدن سیگار ادامه میداد در سن ۶۱ سالگی به سرطان ریه مبتلا شد در آخرین هفته های زندگی یک هفته ای چند بار به ملاقات او می رفتند تنها کاری که می‌توانستم بکنم این بود که به چشمان آبی و غمگین او نگاه کنم و با خود فکر کنم چگونه سیگار توانایی جسمانی را از این مرد رو بوده است می‌دانید وقتی از خانه خارج می شدند اولین کاری که می کردم چه بود یک نخ سیگار روشن میکردم با پک محکمی که با آن می زدم به صرفه می افتادم و نمی‌توانستم حتی با مشاهده نابود شدن مردی که دوستش داشتم قطع مصرف کنم و آن لحظه بود که در من احساس بدبختی ایجاد می شد چه اتفاقی افتاد که عاقبت توانستم آن ده سانتی های مرگبار را کنار بگذارم �ین باورم که یک اتفاق روحانی ناشی از عاجز شدن در من رخ داد دو سال بود از برونشیت مزمن و سرماخوردگی دائم رنج می‌بردند ماه‌ها بود از تحلیل تدریجی انرژی جسمی و روحی هم آگاه بود تقصیر این تحقیق انرژی را به گردن هوای آلوده ورزش نکردن و زیاد کار کردن می انداختند روزی سوار بر ماشین هم شدم تا به یک میهمانی بروم اما نتوانستم به خانه برگردم �شین را در گاراژ آپارتمان پار کردند بر این باور بودند که به زودی خواهم مرد و یا از آن بدتر به صورت یک معلول بقیه عمرا زندگی خواهم کرد هیچ اراده‌ای در من باقی نمانده بود پشت فرمان ماشین چشمانم را بستم و زیر لب گفتم خدایا اگر با زنده ماندنم به درد کاری میخورم خواهش می کنم کمکم کن اتفاقی در محل افتاده بود و آپارتمان اب رفته از حمام زیر سیگاری ها پاکت نیمه خالی سیگارم را دور انداختن کارتون نیمه خالی سیگارم را به فروشگاه بردند و پول آن را پس گرفتند اگر از فکر کردن باز ایستاده بودم نمی‌توانستم این کار را به پایان برساند من هم مانند بسیاری از کسانی که تا قبل از قطع مصرف تصور می کنند این کار عملی نیست بر این باور بودند که قطع مصرف غیر ممکن است بنابراین هیچ وقت برای قطع مصرف تصمیم نمی گرفتند اما می دانستم اگر مصرف ادامه دهم خواهم مرد و نمی خواستم بمیرم �تدای کار بسیار ساده تر از آنچه تصور می‌کردم سپری شد با دوستان از طریق تلفن صحبت تلویزیون تماشا کردم کتاب خواندن روز دوم هر وقت حوس سیگار کشیدن به سرم اومد یک جرعه آب نوشیدم به دوستی که قطع مصرف کرده بود زنگ زدم و از او خواستم کمکم کند تا در قطع مصرف باقی بمانم او بسیار خوشحال شد و چند این پیشنهاد به من داد روز چهارم هر نیم ساعت یک بار وسوسه مصرف نیکوتین در من فعال می‌شد اما باهم پاسخ مثبت نمی دادند و روز به روز به تدریج آرام و آرام تر شدند با گذشت زمان تغییرات بسیاری در من به وجود آمد سرفه های مرگبار از میان رفت زخم و خونی که در طول شب �دین‌بار بیدارم میکرد شفا یافت همچنین برونشیت مزمن ورم حنجره و سرماخوردگی دائمی هم از میان رفت روی هم تمیز اما بعضی مواقع فکر میکردم هوای شهر است که پاک نیست یکی از دوستانم در سن ۱۵ سالگی یک سیگاری حرفه ای شده بود که او در سن ۳۰ سالگی تا مرز مرگ پیش رفت اما این نکته را دریافت کمک به یک نیکوتینی دیگر توانسته است به او برای قطع مصرف کمک کند فته پس از ملاقات با دوستم و سایر نیکوتینیهای که قطع مصرف کرده بودند برای مصاحبه به شهر دیگری پرواز کردم آیا می توانم بدون مصرف سیگار مصاحبه را انجام دهم آیا می توانم بدون سیگار کشیدن چیزی بنویسم بله من موفق شدم وقتی پنجره را باز کردم و به جای بریدن دو نفس عمیقی از هوای تازه را به درون ریه هایم کشیدن متوجه شدم ترس قطع مصرف چیزی مانند لولوخورخوره بود که از میان رفت آیا اکنون پس از سالها قطع مصرف کارکنان از اثرات نیکوتین رها شده ام نمیدانم اما هرگز فرصت را از دست نمی‌دهم لازم از همیشه به یاد داشته باشند که چیزی به نام یک پل و یا یک نفر وجود ندارد ما خیلی زود از و احساس بدبختی آخرین ماه‌های مصرف را فراموش می‌کنیم این روزها در شب های تابستان سوار اتومبیل هم میشود و در عطر گل یاس شب بو نفس میکشم این یکی دیگر از چیزهایی است که پس از ترک نیکوتین اتفاق می‌افتد بله شما می توانید بوی گل ها را بهتر احساس کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.